در بحـار به اسـناد معتـبر از ابی محمد حسـین بن طاهر هاشمی قاینی نقل است گفت: خداوند تبارك و تعالی وقتی به این ملک (فطرس) غضب نمود او را مخیر کرد بین عـذابش در دنیا یا در آخرت، او عـذاب دنیا را برگزیـد. پس آویزان بود با لبه پلکهاي چشـمانش در جزیره اي در دریا و هیچ موجود زنده اي بر او گذر نمینمود و از زیر او دود و بخار بد بویی مداوم بالا میآمد تا وقتی که دید ملائکه نازل میشوند، از یکی از آنها که بر او میگـذشت درباره علت نزولشان سؤال نمود. او گفت: براي حضـرت محمد صـلی الله علیه و آله از دخترش و وصیش پسري متولد شده که از او ائمه هدي علیهم السلام تا روز قیامت بوجود میآیند فطرس از آن ملک خواست که به رسول خـدا صـلی الله علیه و آله از طرف او نیز تهنیت گفته شود و از حـال او به ایشان خبر داده شود. چون رسول خـدا صـلی الله علیه و آله از حال فطرس آگاهی یافت از خداوند متعال درخواست نمود که فطرس را بخاطر حسـین آزاد نماید. خداوند سـبحان نیز چنین نمود. فطرس خود به نزد پیـامبر صـلی الله علیه و آله آمـد تهنیت عرض کرد و به مکـان و جایگاه سابقش عروج کرد در حالی که میگفت: چه کسـی مانند من است، من آزاد شده حسـین علیه السلام پسر علی و فاطمه و نوه رسول الله صلوات الله عليهم هستم.