تشنگی حسنین در نزد پیامبر و سیراب شدنشان
در منتخب از ابنعباس (رضـی الله عنه) آمده که: در یکی از سالها باران در مدینه کم بارید مسـلمانان به شدت تشـنه گردیدند دنبال آب گشـتند و آبی در شـهر پیدا نکردند، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام همراه فرزندش حسن و حسین علیهماالسـلام نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت: پدر جان، حسن و حسین کوچکند و تحمل تشنگی را ندارند، پیامبر حسن را نزد خود خواند و زبانش را در دهان او گذاشت، تشنگی او برطرف شد سپس حسین را خواست و زبانش را در دهان او گذاشت او هم تشـنگی اش رفع شـد سـپس آنهـا را روي پـایش نشانـد، گـاهی این را میبوسـید و گاهی آن را گاهی صورت به صورت آن میگذاشت و گاهی صورت به صورت این، زبانش را در دهان آنها قرار میداد و آنها هم از این رفتار حضـرت خوشـحال و مسرور بودنـد. در این میـان جبرئیل نازل شـد و از خداونـد به پیامبر صـلی الله علیه و آله سـلام رسانـد و گفت: خداونـد به همه شـما سـلام میرساند و میگوید: این فرزندت حسن با سم کشته میشود و این فرزندت حسین با لب هاي تشنه به قتل میرسد پیامبر صلی ااچلله علیه و آله فرمود: اي برادر، چه کسـی با آنها چنین رفتار میکنـد؟ گفت: عـده اي از بنی امیه که خودشان را از امت تو تصور میکنند در حالیکه برگزیده ترین فرزندان ترا میکشند و از اطاعت ذریه تو سرپیچی میکنند، حضرت فرمود: اي جبرئیل آیا امتی که با فرزندان پیـامبرش چنین رفتـار کنـد رسـتگار خواهـد شـد؟ گفت: نه بخـدا قسم بلکه خداونـد آنها را در دنیا گرفتار میکنـد و در آخرت نیز عـذاب دردناك نصـیبشان میسازد و طعامشـان زقـوم و نوشـیدنیشان چرك و خـون اسـت و براي آنهـا در قعر جهنم عذابی همیشـگی است، به جهنم گفته میشود: آیا بس است؟ میگوید: آیا بیش از این هم هست؟ (که من آنها را در آتش خویش بسوزانم). سپس جبرئیل گفت: اي محمد بدانکه خداوند در هلاکت ظالمین، خود را ستوده آنجا که فرموده: »فقطع دابر القوم الذین ظلموا و الحمدالله رب العالمین