روایت 1022

مرحوم شـیخ مفیـد (ره) میگویـد: ابن زیاد  (لعنه الله) نامه دیگري نوشت و در آن نامه دسـتور داد به شدیـدترین وجه از آب جلوگیري کند، آن وقت عمر سـعد ملعون عمرو بن حجاج را با پانصد سواره فرسـتاد تا بر شـریعه فرود آمده و بین آب و لشگر امام حسـین علیه السلام  حایل شوند و از بردن حتی یک قطره آب مانع گردند و این موضوع سه روز پیش از شهادت شهداي کربلا بود، عبـدالله بن حصـین ازدي که با صـداي بلند گفت: اي حسـین، نمیبینی که آب همانند دل آسـمان است، بخدا قسم یک قطره هم از آن نخواهید خورد تا تشـنه بمیرید، حضـرت چنین نفرین کردند: پروردگارا او را تشـنه بمیران و هیچگاه او را نیامرز. حمید بن مسلم میگویـد: بخدائی که جز او خدایی نیست او را دیدم که آنقدر آب میخورد که شـکمش ورم میکرد سپس آن را اسـتفراغ مینمود و بـاز فریـاد میزد العطش، العطش و بـاز برمیگشت آب میخورد و… این حـالت از او زایل نشـد تا اینکه جانش درآمـد خداونـد او را رحمت نکنـد.