راوي میگوید: لشگر عمر بن سعد برگشت و بین فرات و لشـگر امام حسـین علیه السلام حایل شد آنگاه تشـنگی بر امام حسـین علیه السلام و اصحابش فشار آورد امـام علیه السلام تیشـه اي برداشـت و جلـوي خیمـه زنـان آمـد و روي زمیـن نـوزده قـدم به سـوي قبله رفت سـپس زمین را حفر کرد چشـمه اي از آب خنک جاري شد، حضـرت از آن نوشـید و تمامی یارانش از آن نوشـیدند و سیراب شدند سپس آن چشمه را محو کرد دیگر کسـی اثري از آن ندیـد این خبر به ابن زیاد رسـید پیش عمر بن سـعد فرسـتاد که: به من خبر رسـیده چاهی کنده و از آن آب درآورده خود و یـارانش همگی سـیراب شده اند با رسـیدن این نامه موضوع را بررسـی کن و مانع این کار شو و تا میتوانی بر آنها سـخت بگیر و نگذار آنها آب بخورند همچنان که نگذاشـتند عثمان آب بخورد، پس عمر بن سعد نهایت سخت گیري را بکار برد.