ابوالفرج یوسف بن عبدالرحمن بن جوزي در تاریخش میگوید: هشام بن محمد گفته: وقتی امام حسـین علیه السلام دید آنها بر قتلش اصـرار دارند قرآن را روي سـر گذاشت و ندا داد: حاکم بین من و شما کتاب خدا و جدم رسول خدا صـلی الله علیه و آله، اي مردم براي چه خون مرا حلال میدانید مگر من پسـر دختر پیامبر صلی الله علیه و آله شما نیسـتم؟ مگر سـخن جدم درباره من و برادرم که فرمود اینها دو آقاي جوانان بهشتند، به شما نرسیده است؟ اگر سخن مرا باور نمیکنید از جابر و زید بن ارقم و ابوسعید خدري بپرسید آیا جعفر طیار عموي من نیست، شمر ملعون ندا داد؛ الآن تو را روانه جهنم میکنم، امام حسین علیه السلام فرمود: الله اکبر جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من خبر داد، در خواب دیدم گویا سگی خون اهل بیتم را مینوشد و آن جز تو نیست، شمر گفت: من خدا را به منافع خودم بندگی میکنم، تو هر چه میخواهی بگو.