برگشت حر به سوی امام ع برای توبه

مرحوم سـید (ره) میگوید: حر اسـبش را به سوي حضـرت حسـین علیه السلام  حرکت داد و دسـتش را روي سـرش گذاشـته، میگفت: خـدایا به سوي تو برمیگردم توبه مرا قبول کن، من دل اولیاء تو را و اولاد دختر پیامبرت را ترسانـده ام. مرحوم مفیـد (ره) نقل نموده، حر گفت: فدایت شوم اي پسـر پیامبر صـلی الله علیه و آله من همان هسـتم کـه راه برگشت شـما را بسـتم و به این سـو مجبـور کردم شـما را در این مکـان مجبـور به توقـف کردم و فکر نمیکردم با شـما چنین رفتار کنند و کار به اینجا برسد. بخدا اگر میدانسـتم کار این مردم و شـما به اینجا میکشید هیچگاه آنچه با تـو کردم نمیکردم و من از عملکرد خـود پشـیمانم، آیـا توبه من مورد قبول است؟ حضـرت حسـین علیه السلام به او فرمـود: بلی، خداونـد توبه تو را میپـذیرد، پیاده شو. حر گفت: اي پسـر پیامبر بخاطر دفاع از شـما سواره باشم بهتر از اینست که پیاده باشم، روي اسـبم با آنها مبارزه میکنم و آخر کارم به پیاده شـدن خواهـد انجامیـد.