محمـد بن ابیطالب میگوید: سـپس غلام ترك امام حسـین علیه السلام به جنگ رفت. او قاري قرآن بود، به جنگ پرداخت و این چنین رجز میخواند: البحر من طعنی و ضربی یصطلی و الجو من سهمی و بنلی یمتلی اذا حسامی فی یمینی ینجلی ینشق قلب الحاسـد المبجلی و جمـاعتی از دشـمن را به قتـل رسانـد پس مجروح به زمین افتـاد و نـاله میکرد. امـام حسـین علیه السلام بر بـالین او آمـد و گریسـت و صـورت بر صـورت او نهـاد. آن غلاـم ترك چشـمانش را بـاز کرد و امـام حسـین علیه السلام را دید پس لبخندي زد و به سوي پروردگارش شتافت.