فرستادن احمد و قاسم به میدان کربلا

در منتخب آمده هنگامی که همه اصحاب امام حسین علیه السلام  به شهادت رسیدند نوبت به فرزندان برادرانش رسـید. ابومخنف میگوید: امام حسـین علیه السلام  وقتی دید همه یارانش به شهادت رسیدند به سمت راست و چپ خود نگاهی انـداخت و هیـچ یار و یاوري ندیـد، سـپس با صـداي بلند ندا داد: اي واي از تنهائی و بی یار و یاوري، آیا کسـی نیست ما را یاور باشـد آیا یاري نیست ما را یاري نمایـد، کسـی نیست از عـذاب خـدا بترسد و ما را یاري نماید. در این هنگام دو پسـر جوان از خیمـه بیرون آمدنـد کـه صورتشـان ماننـد مـاه میدرخشـید یکی از ایشـان احمـد و دیگري قـاسم پسـران حسن بن علی بن ابیطـالب علیه السلام  بودند میگفتند: اي سـرور و سـید ما لبیک، لبیک، ما در حضور و در خدمت تو هستیم و تسـلیم اوامر تو هستیم صلوات خدا بر تو باد، پس امام به ایشان گفت: براي عمویتان بسـیار سـخت است به شـما اذن جنگ بدهد، برخیزید و از حرم جدتان رسول االله صـلی االله علیه و آله دفاع کنیـد پس قاسم بن الحسن علیه السلام  از جا برخاست و به میـدان رفت.