امام به طلب جرعه اي آب بطرف فرات رفت، هر گاه با اسب به سوي فرات میرفت دشـمنان همگی به او حمله میکردنـد و او را از فرات دور نگاه میداشـتند. در معـدن از کتاب انساب النواصب از فتوحات القـدس مطلبی قریب به این مضمون آمده که: وقتی تشـنگی امام شدید شد گذر سـیاحی به امام علیه السلام افتاد همراه او ظرف چوبی پر از آب بود آن ظرف پر از آب را به امـام داد حضـرت آن ظرف را گرفـت و آبش را روي زمیـن ریخـت و فرمـود: اي سـیاح گمـان داري من به آب دسترسـی نـدارم و نمیتوانم آبی بیـابم، نظـاره کن. چون نگاه کرد به معجزه امام نهر هاي آب روان دیـد امام حسـین علیه السلام آن ظرف چوبی را از ریـگ بیابـان پر نمود و به او داد آن مرد دیـد ریگ ها همگی تبـدیل به جواهر و مرواریـدهاي بینظیر شدنـد.