سـید بن طاووس (ره) گوید: وقتی امام حسـین علیه السلام به شـهادت رسید کنیزي از خیمه هاي امام حسـین علیه السلام بیرون آمد، مردي به او گفت: اي کنیز بخدا که سـرور تو را کشتند. آن کنیز گفت: ناله کنان و به سرعت به سوي سـرورانم رفتم، زنان با شنیدن این خبر بر صورت خود صدمه زدند و گریه و زاري نمودند: اذا تباکین لم یفصـحن عن کمد الا تحدر دمع غیر منزور و ان تشاکین لم یسـمعن واعیۀ الا تصعد أنفاس و تزفیر یندبن یا جد یا جداه احمد من مشاد ذکرك رجس غیر مذکور