سـید بن طاووس (ره) گفت: سپس عمر بن سـعد (لعنه الله) فریاد زد در بین اصـحابش که چه کسـی به سوي حسین میرود و با اسب بر بدن او میتازد و پشت و سینه او را لگدمال میکند؟ از لشـگریان دشمن ده نفر آمدند که عبارت بودند: از اسحاق بن حویۀ که پیراهن امام حسین علیه السلام را غارت نمود، أخنس بن مرثد و حکیم بن طفیل سنبی و عمرو بن صبیح صیداوي و رجاء بن منقذ عبدي و سالم بن خثیمه جعفی و صالـح بن وهب جعفی و داحـظ بن ناعم و هانی بن ثبیت حضـرمی و اسـید بن مالک (لعنهم الله تعالی اجمعین) پس بـدن مطهر امام حسـین علیه السلام را با سـم هاي اسبان خویش لگدکوب کردند تا اینکه پشت جسد به سینه چسبید. بعدها این ده ملعون نزد ابن زیاد (لعنه الله) آمدند و اسـید بن مالک به نمایندگی از آنها گفت: نحن رضضـنا الصدر بعد الظهر بکل یعبوب شدید الأسر ابن زیاد (لعنه الله) گفت: شـما چه کسانی هستیـد (در کربلا چه کرده اید)؟ اسـید بن مالک گفت: ما همان کسانی هستیم که با اسـبه ایمان حسـین علیه السلام را آنقدر لگدکوب کردیم تا استخوان هاي سینه اش خورد شد. ابن زیاد (لعنه الله) امر کرد تا جایزه مختصري به آنها بدهند. ابوعمر زاهد میگوید: ما در این ده نفر و اصل و نسبشان دقت کردیم و فهمیدیم همه آنها زنازاده بودند. هنگامی که مختـار قیـام کرد آنها را گرفت و دسـتور داد با میـخ دسـتها و پاهایشان را به زمین کوبیدنـد و سـپس امر کرد آنقـدر اسب بتازنـد تا همگی آنهـا به هلاـکت رسـیدند (لعنهم الله تعالی).