در منتخب از طریق عامه نقل است که: حضرت عیسی گذرش به کربلا افتاد و عـده اي از آهوان را دیـد که آنجا جمع شده اند نزدیک آنها رفت در حالیکه گریه میکردنـد آنحضـرت نشـست و حواریون نیز نشسـتند آن حضرت نیز گریه کرد و حواریون نیز به گریه افتادند در حالی که نمیدانستند آن حضرت براي چه نشست و براي چه گریه میکنـد، پرسـیدند: اي روح الله براي چه گریه میکنی؟ فرمـود: نمیدانیـد این زمین کجـاست؟ گفتنـد: نه، فرمـود: اینجـا جـایی است که نوه رسول خـدا احمـد و فرزنـد بهترین و پاکترین زنان عالم شبیه مادرم را میکشـند و در اینجا دفن میشود و آنجـا از هر عطري خوشـبوتر میگردد و این گـل محـل شـهادت کودکـان رسول خـدا است و این آهوان با من صـحبت میکننـد و میگویند: آنها در این سـرزمین چرا میکنند به شوق تربت فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و تصور میکنند در این سرزمین در امنیت هسـتند سـپس به پشت آن آهو زد و آن را بوئید و عرض کرد: خداوندا این آهو را نگاه دار تا زمان پدر حسین علیه السلام تا براي او تسـلی باشد این آهو بود تا زمان امیرالمؤمنین علیه السلام که آن آهو را بوئید و گریه کرد و جریان او را به مردم خبر داد.