و در آن کتاب از سالم بن ابیالجعد از انس بن مالک نقل کرده است که یکی از ملائـک بـا عظمت خداونـد از حضـرت حق جهت زیـارت پیامبر صـلی الله علیه و آله اذن خواست و به حضور پیامبر رسید در آن هنگام حسین بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد حضرت او را بوسید و در دامنش نشاند، آن ملک سؤال کرد: آیا او را دوست داري؟ فرمود: بلی خیلی زیاد دوست دارم او فرزنـد من است، آن ملک گفت: اما امت تو او را میکشـند، حضـرت فرمود امت من او را میکشـند؟ گفت: آري اگر بخواهی از خـاك آن مکانی که آنجا کشـته خواهـد شـد برایت میآورم حضـرت فرمود: میخواهم ببینم، پس خـاکی سـرخ و خوشـبو به حضـرت نشـان داد و گفت: هر گاه این خاك به صورت خون درآمـد نشانه کشـته شـدن این فرزنـدت است.