وارد شدن حنیفه به بهشت به دست جبریِیل

فرات بن ابراهیم در تفسیر خود از حذیفۀ بن یمان در خبري از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل میکند که آنحضرت فرمود: در معراج جبرئیـل دست مرا گرفت و وارد بهشت کرد و من خوشـحال بـودم. در درخـتی از نـور بـودم که تـاجی از نور داشت در پـاي آن دو ملک بودند که تا روز قیامت آن را مزین مینمایند سـپس پیش من حاضـر شدند آنگاه سـیب هایی دیدم که تا آن زمان چنان سـیب بزرگی ندیده بودم یکی از آن سـیب ها را گرفتم و شکافتم یک حوري از داخل آن خارج شد پلک هایش گوئی بزیبائی پر مرغان بود، گفتم: تو متعلق به چه کسی هستی؟ گریه کرد و گفت: براي فرزندت حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام  که با ظلم کشـته میشـود، در برابرم و خرمـایی که نرمـتر از کره و شـیرینتر از عسـل بود به من داد و من آن را خوردم در حـالیکه به آن خیلی اشـتها داشـتم آن خرما در صـلب من به نطفه اي مبـدل شـد وقتی به زمین برگشـتم با خـدیجه همبستر شدم به فاطمه حامله شد، براي همین فاطمه حوراء انسیه است پس هر گاه به بهشت اشتیاق پیدا میکنم دخترم فاطمه را میبویم زیرا که بوي بهشت میدهد.