سخن های پیامبر ص راجب پنج تن علیهما السلام

فرات بن ابراهیم در تفسـیر خود از جعفر بن محمد فراري در سلسله سندي از امام صادق علیه السلام  نقل میکند: روزي پیامبر صلی االله علیه و آله امام حسین علیه السلام  را در آغوش مادرش دید او را به آغوش گرفت و فرمود: خـدا لعنت کنـد قاتـل ترا، خـدا لعنت کنـد ضایع کننـده حق شـما را و خـدا نابود کنـد و هلاك کنـد کسانی را که دشـمنان را علیه تو یـاري میکننـد و خداونـد بین من و بین آنهـا که به دشـمنان تو کمـک میکننـد قضـاوت کنـد. حضـرت فاطمه علیهاالسلام عرض کرد: پدر دربارهي چه چیزي سخن میگویی؟ فرمود: دخترم مصیبتهایی که از اذیت و ظلم و پیمان شکنی و طغیان بعد از من و تو بر حسـینم خواهد رسید یاد آور شدم و او در آن روز همراه یارانش همانند ستارگان آسمان به آرامی به سوي قتلگاه خواهند رفت، گویی لشـکرگاهش و خیمههایشان و تربتشان را میبینم. حضـرت فاطمه علیهاالسـلام گفت: پدر جان، اینجا را که میگویی کجاست؟ فرمود: به آنجا کربلا میگویند و آنجا براي ما و براي امت من محل گرفتاري و بلاست، اشـرار امت من بر او خروج میکننـد، هیـچ کس در زمین و آسـمان بر آنهـا شـفاعت نخواهـد نمود و براي همیشه در آتش جهنم خواهنـد بود، پرسـید: پدر جان آیا حسـینم را میکشـند؟ فرمود: بلی دخترم و هیچ کس را پیش از او چنین نکشته اند، آسمانها و زمینها، ملائک، وحـوش بیابانهـا و گیاهـان، دریاهـا و کوههـا براي او گریـه میکننـد و اگر بـه آنهـا اجـازه داده شـود یـک نفر را روي زمیـن زنـده نمیگذارند، و عده اي از دوسـتان ما خواهند آمد که هیچکس به اندازه آنها به خداوند عارف و در حق ما محکم و استوار نیستند و جز آنهـا کسـی در روي زمین به او متوجه نمیشود، آنهـا در تاریکیهـاي ظلم و سـتم چراغ هدایتنـد و آنها شـفاعت میکننـد و آنها فرداي قیـامت در کنار حوض نزد من خواهنـد آمـد و هنگامی که نزد من میآینـد از چهرههایشان ایشان را میشـناسم و تمامی اهل دین رهبري آنها را آرزو دارند و آنها ما را طلب میکنند و غیر از ما را نمیخواهند و آنها عامل اسـتوراي زمین هستند و بخاطر آنها باران میبارد. فاطمه زهرا علیهاالسـلام گفت: پدر به خدا پناه میبرم از این مصـیبت، انا الله و انا الیه راجعون. سپس گریه کرد، پیامبر صلی االله علیه و آله فرمود: دخـترم برترین اهـل بهشت شـهیدان هسـتند که، مـال و جـان خود را در راه خـدا بخشـیده اند و در مقـابل بهشت خـدا را بـدست آورده اند، در راه خـدا جنگ کرده و کشـته شده اند، وعده خدا در مورد آنان حـق است که فرموده: آنچه که نزد خـدا براي ایشان مهیاست براي آنها بهتر از دنیا و آنچه که در دنیاست میباشد. شـهادت آسانتر از مردن عادي است براي کسیکه در سرنوشت او شهادت نوشته شده و به سوي قتلگاهش حرکت میکند، هر کس هم که به شهادت نرسد بزودي خواهـد مرد، اي فـاطمه دختر محمـد صـلی االله علیه و آله، آیا دوست نـداري فرداي قیامت در موقع حساب براي این مردم چیزي امر کنی و اطاعت شود؟ آیا راضی نیستی پدرت در حالی بیاید که از او شفاعت تقاضا کنند؟ آیا دوست نداري همسرت روز قیامت در حالیکه مردم را از شدت عطش ناله میکنند، دوسـتانش را به سوي حوض کوثر روانه کند و آنها را سـیراب نماید؟ و دشـمنان را از آن دور نمایـد؟ آیا دوست نداري شوهرت تقسـیم کننده مخلوقات به جهنم و بهشت باشد، به آتش امر کند و آن هم اطاعت نماید، هر کس را بخواهـد از آن نجات بدهـد، و هر کس را بخواهد در آن نگاه دارد؟ آیا دوست نداري ببینی که ملائک آسـمان به تو و به آنچه امر میکنی نظاره میکنند. به شوهرت نگاه میکنند. مردم حاضـرند و او در حضور پروردگار با مردم مخاصمه میکند؟ آیا نمیخواهی ببینی خداوند با قاتل فرزندت و قاتل تو و همسـرت چه میکند؟ آنگاه که حجت خدا بر خلایق پیروز شود. به آتش امر میشود او را اطاعت کنـد، آیا راضـی نیستی که ملائکه بر فرزنـدت گریه کننـد و همه موجودات به او تأسف خوردنـد؟ آیا راضـی نیستی زائر او در حمایت و ضـمانت خـدا باشد و زیارت حسـین همانند بجا آوردن حج خانه خدا و عمره باشد و لحظهاي از رحمت خـدا دور نگردنـد و چون بمیرنـد در حکم شـهید باشـند و تا زنده اند حافظان الهی از آنها غافل نباشـند تا از دنیا بروند؟ فاطمه زهرا علیهاالسـلام عرض کرد: پـدر جان راضـی شدم و قبول کردم و به خداوند توکل میکنم، پیامبر صـلی االله علیه و آله قلب و چشـمان فـاطمه را مسـح کرد و فرمود: من، همسـرت، تو و فرزنـدانت در جایگـاهی هستیم که موجب روشـنایی چشم و شادي قلبـت میگردد.