در کتاب مثیر الاحزان، شـیخ ابننما از ابنعباس نقل میکند: وقتی بیماري پیامبر صـلی الله علیه و آله که با همان از دنیا رفت، شدیـد شد حسـین را به سـینه اش چسـباند در حالیکه عرق پیامبر به رویش جاري بود و نفسـشان به شـماره افتاد فرمود: من با یزید چه کرده ام؟ خدا به او خیر ندهد پروردگارا به یزید لعنت کن پس حالت غش به او دست داد وقتی از غش بهوش آمد، حسین را میبوسید و از چشمانش اشک جاري بود و میفرمود: من و قاتل تو در محضر خداوند یکـدیگر را خواهیم دیـد.