اخبار غیب مولا امیر المومنین

در منتخب از سـلمان فارسـی (ره) نقـل است که گفت: مولایمان امیرالمومنین علیه السلام  زیاد از اخبار غیب برایمان خبر میگفت و میدیدیم که در طی سال ها آن اخبار واقع میشد، یک روز جمعه اي در مسـجد کوفه خطبه میخواند، در خطبه فرمود: اي مردم هر چه میخواهید از من بپرسـید پیش از آنکه از دست شـما بروم، بخدا قسم از هیچ دسـته و گروهی (چیزي) سوال نمیکنیـد که صـدها طایفه از آن طریق گمراه شـده و صـدها گروه هـدایت یافته اند، مگر آنکه از آن به شـما خبر میدهم از شعارهایشان و رهبرانشان تا روز قیامت، میگوید: شخص فاسق و فاجري بلند شد و گفت: به من بگو در سر و ریش من چند تار مو وجود دارد؟ فرمود: بخدا قسم پسر عمویم رسول خدا صلی الله علیه و آله از این سوال تو به من خبر داد و جواب آن را نیز بیان کرد، بر هر تار موي سـر و ریش تو شـیطانی است که تو را گمراه میکند و تو را به سوي خود دعوت میکند و بر هر یک از موهاي بدن تو شـیطانی است که تو را و نسل تو را لعنت میکند و براي تو فرزندي است کوچک و ملعون که فرزندم حسـین علیه السلام  و پسـر دختر پیامبر صـلی االله علیه و آله را به قتل میرساند تو و پسـرت خالی از ایمان هستید اگر تو این سوال را از من نپرسـیده بودي دلیل آوردن براي این خـبر سـخت بـود امـا این پرسـش براي ملعـون و پلیـد بـودنت و ملعون بودن پسـرت کـافی است (آن هنگـام فرزند کوچکی در خانه داشت پس از آنکه بزرگ شـد و موضوع امام حسـین علیه السلام  پیش آمـد به قتل حسـین علیه السلام  اقدام کرد، بعضی ها گفته اند اسم آن بچه خولی بن یزید اصبحی وده که حضرت را با نیزه زد و سر آن از پشت حضرت بیرون آمد، حضرت از مرکب به زمین افتـاد و در خون خود غلتیـد و به خـدا شـکایت کرد و فرمود خداونـدا طـایفه سـتمگران را لعنت کن).