ابنقولویه در کامـل از عروة بن زبیر نقـل میکنـد: هنگـامی که ابوذر را براي تبعیـد به ربـذه از مـدینه اخراج کرده بودند، مردم به او میگفتند: از دین خدا و سـنت رسول خدا صـلی الله علیه و آله و سـخنان آنحضـرت بیشتر براي ما بگو، میفرمود: چه آسان است گفتن این سـخنان، اما چه حالی دارید آن موقع که حسـین بن علی علیه السلام را میکشند و سر میبرند؟ بخدا قسم پس از کشـته شـدن حسـین علیه السلام کسـی همانند او کشـته نمیشود خداوند بخاطر این ظلم، شمشـیر خودش را بر سـر این امت حاکم میکند و آن را برنمیدارد تا اینکه خداوند قائم آل محمد (عج) از فرزندان حسـین علیه السلام را مبعوث نماید تا انتقام او را از مردم بگیرد، و شما اگر بدانید چه بیاحترامی بر اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله صورت میگیرد و از این واقعه چه لطمهاي بر ارکـان کوه هـا و تپه هـا و اهـل آسـمان ها وارد میشود آنگـاه از قتـل حسـین علیه السلام حتمـا گریه میکردیـد، بخـدا قسم جانتان از کالبـدتان خارج میشد، هیچ آسـمانی نیست که روح حسـین علیه السلام از آنها عبور کند مگ آنکه هفتـاد هزار ملک در حالیکه ایسـتاده اند و مفاصل آنها لرزان است و صدائی چون رعد دارد تا روز قیامت براي حسـین علیه السلام ناله میکنند و هیچ ابري نیست که حرکت کند و رعد و برق ایجاد کند مگر اینکه به قاتلان حسـین علیه السلام لعنت میفرستند و هیچ روزي نیست مگر اینکه روح حسـین علیه السلام بر رسول خدا صلی الله علیه و آله لعنت میفرستد و هیچ روزي نیست مگر اینکه روح حسین علیه السلام بر رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه میشود و با هم ملاقات میکنند.