نور بهشتیان حسنین

 در بعضـی کتب قدیمی از شیخ طوسی (ره) به خط خودش در کتاب مسائل البلدان به اسنادش از ابیمحمد فضل بن شـاذان (رافعـا) از جـابر بن یزیـد جعفی از مردي از اصـحاب امیرالمؤمنین علی علیه السلام  نقـل است که: سـلمان فارسـی بر علی علیه السلام  وارد شد و از او درباره حضرتش پرسید: حضرت فرمود: اي سلمان من تمام مردم را به اطاعتم دعوت کردم آنها که کافر شدند در آتش جهنم معذب شدند، من صاحب اختیار جهنم در مورد آنها هسـتم، هر کس حق مرا درست بشناسد همراه من در ملأ اعلی خواهد بود. سپس حسن و حسین علیهاالسلام داخل شدند پس فرمود: اي سلمان اینها گوشواره عرش پروردگار عالمیان هستند و به نور اینها بهشت روشن میگردد و مادرشان بهترین زنان است، خداونـد براي من از مردم پیمان گرفته هر کس مرا تایید کند خدا را تأییـد کرده و هر کس مرا تکـذیب کنـد خـدا را تکـذیب کرده و جایگـاهش آتش اسـت و مـن حجت بـالغه و کلمه جاویـدان و خلاصه و عصارهي سـفیران الهی هسـتم. سـلمان گفت: یا امیرالمؤمنین در تورات و انجیل هم چنین است پدر و مادرم  فـداي تـو اي کشـته کوفیـان، بخـدا قسم مردم اگر مرا منع و تکفیر نمیکردنـد از تو مطـالبی میگفتم که نفوس مردم از آن آگـاه و روشن میشـد زیرا که تو حجت خـدایی که بـا نام تو آدم توبه کرد وبا نام تو یوسف نجات پیـدا کرد و تو قصه ایوب و سـبب تغییر نعمت او بودي. امـام علی علیه السلام  فرمود: میـدانی قصه ایوب چه بود و براي چه خداونـد نعمت او را تغییر داد؟ گفت: خـدا بهـتر میدانـد و شـما بهتر میدانیـد، فرمود: وقتی به سـخن گفتن برانگیخته شـد در قـدرت و ملـک من شک کرد و گفت: این سـخن امر بزرگی است، از خداوند متعال ندا آمد: آیا در صورتی که من آن را بپا داشـته ام شک کردي؟ من آدم را به بلاء گرفتار کردم او را بخشـیدم و از او گذشـتم چون به او بعنوان امیرالمؤمنین سـلام کرد و تسـلیم او شد و تو میگویی، سـخن عالی و امري بزرگ است.