درباره حضرت ایوب

شیخ ابوالحسن شریف در کتاب خود بنام مرآة الانوار و مشکاة الاسرار از کتاب کنز الفوائد از خط شیخ طوسی (ره) از کتاب مسائل البلدان از جابر جعفی از مردي از اصـحاب امیرالمومنین علیه السلام  با بعضی قسمتها آن را نقل کرده و در حالات حضرت ایوب که در بحار آمـده از ثعلبی در عرائش نقل میکنـد وهب و کعب و غیر اینها از اهل کتاب میگویند: ایوب پیامبر مردي از اهل روم بود مردي قـد بلنـد و سـري بزرگ داشت، موهـاي مجعـد، چشـمانی زیبـا و خوش خلق، گردن کوتـاه، ساقهـا و بازوان قوي داشت و در پیشانیش نوشـته بود گرفتار صابر و او ایوب بن اموص بن رازح بن روم بن عیص بن اسـحاق بن ابراهیم علیه السلام  بود و مادرش از نوادگان لوط بن هاران علیه السلام  بود خداونـد او را از میان مردم برگزید و پیامبرش قرار داده بود و دنیا را بر او فراخ و فراوان قرار داده بود منطقه وسـیعی از سـرزمینهاي شام دشته اي هموار، کوهها و هر آنچه در آن بود از آن ایوب بود و از هر نوع چهارپایان اعم از شتر و گاو و اسب و گوسفند و الاغ بحدي دارا بود که هیچکس باندازه او نداشت، پانصد قطعه زمین داشت که هر کـدام را پانصد برده اداره میکرد و براي هر برده همسـر و اولاد و اموالی بود، و ابزار آلات هر قطعه زمین هم دو، سه، چهار، پنج و بیشـتر مـأمور و مسـئول داشـت و خداونـد متعـال به ایـوب اهـل و عیـال فراوانی داده بـود و او فردي نیکوکـار و بـاتقوي و دلسـوز به نیازمنـدان بود، بیوه زنان و یتیمان را سـرپرستی میکرد مهمان را گرامی میداشت و به مسافران رسـیدگی مینمود و به نعمته اي خدا شاکر و حقوق خدا را اداء میکرد…