مرحوم سـید (ره) میفرمایـد: وقتی صـبح شـد، حضـرت از منزلش خارج شـد اخباري را از این و آن میشـنید، مروان بن حکم ملعون بـا حضـرت دیـدار کرد و گفت: اي اباعبـدالله، من خیر خواه شـما هسـتم راهنمائی هـاي مرا قبول کن، حضـرت فرمود: این خیر خواهی و راهنمـائی تو چیست؟ بگو تـا بشـنوم، مروان گفت: من تو را امر میکنم به بیعت با یزیـد که هم خیر دنیا و هم خیر آخرت توست، حضرت فرمود: (انا الله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام) مردم گرفتار چوپانی همانند یزید شده اند، من از جدم رسول خدا شـنیدم میفرمود: خلافت بر اولاد ابوسـفیان حرام است، سـخن بین حضـرت و مروان ملعون بطول کشید تا اینکه مروان با عصـبانیت برگشت.