مرحوم شیخ مفید (ره) میگوید: حضرت خارج شد و همراهان حضرت با او بودند تا رسـیدند به منزلش، مروان به ولیـد گفت: نظر مرا قبـول نکردي بخـدا قسم دیگر نمیتوانی به همچون کسـی تسـلط پیـدا کنی، ولید گفت: واي بر غیرتت براي من راهی را پیشـنهاد کردي که هلاکت دنیا و آخرتم در آن است بخدا قسم راضـی نیسـتم تمام آنچه در مشـرق و مغرب است از آن من باشد و من حسـین علیه السلام را کشـته باشم، سـبحان االله، حسـین علیه السلام را بکشم براي اینکه او میگویـد بیعت نمیکنم؟ بخـدا قسم گمان نمیکنم کسـی بتوانـد روز قیامت نزد خداونـد بار خودش را از خون حسـین علیه السلام سبـک کنـد، مروان گفت: پس اگر نظرت این باشـد، نتیجه کارهـایت را هم میبینی، او این حرفهـا را گفت و بخاطر نظراتش مورد ستایش قرار نگرفت.