مرحوم علاـمه مجلسـی (ره) در بحـار از کتاب محمد بن ابیطالب از شـیخ مفید (ره) از امام صادق علیه السلام نقل کرده فرمود: وقتی امام حسین علیه السلام از مدینه حرکت کرد گروهی از ملائک که در دستشان نیزه هایی بود حضرت را ملاقات کرده به حضرت سلام گفته و عرض کردند: اي حجت خدا بر مردم بعـد از جـد و پـدر و بردارش، خداونـد جـد تو را در مواقع گوناگون یاري کرد و خداونـد تو را بوسـیله ما یاري مینمایـد، حضـرت به آنها فرمود: وعـده ما محل شـهادت و قبر من، آنجا که به شـهادت میرسم و آن کربلاست وقتی وارد آنجا شـدم بیائید، گفتند: اي حجت خدا، خداوند به ما امر کرده در فرمان شـما باشـیم اگر از دشـمنان خود نگران هستی ما همراه شـما هستیم، فرمود: آنها بر من تسـلط نخواهند داشت و فعلا برخورد ناخوشایندي با من نخواهند نمود تا آنجا که به محل دفنم برسم. گروهی از مؤمنین جن آمدنـد گفتند: مولاي ما، ما از شـیعیان و یاران شـما هستیم، هر چه میخواهی به ما دسـتور بده، اگر به ما دسـتور بدهی پیش از آنکه از جایت حرکت کنی تمام دشـمنانت را از بین میبریم، حضـرت آنها را تحسین نمود و به ایشان فرمود: آیا کتاب قرآن را که بر جدم رسول خدا صـلی الله علیه و آله نازل شده قرائت کردهاید: (اینما تکونوا یدرککم الموت و لو کنتم فی بروج مشـیدة) و (لبرز الـذین کتب علیهم القتال الی مضاجعهم) اگر من در جاي خودم اقامت میگزیـدم این مردم چگونه مورد آزمایش قرار میگرفتند و چه کسـی نزد قبر من ساکن میشد؟ خداوند روزي که زمین را آفرید آنجا را براي من اختیار کرد آنجا را پناه شـیعیان و دوسـتان ما قرار داد، اعمـال و نمـاز آنها را قبول و دعاء آنها را اجابت مینمایـد و شـیعیان ما را آرامش داده و در دنیا و آخرت موجب امنیت و آرامش خواهد بود، اما روز شـنبه بیائید که همان روز عـاشورا است من آخر آن روز به قتل میرسم و از اهل، نسـب من، برادرانم و اهل بیتم کسـی نمیماند، سـرم را براي یزید بن معاویه میبرند، جنیان گفتند: اي حبیب خدا و پسـر حبیب خدا، بخدا قسم اگر اطاعت از شما واجب نبود و مخالفت با آن جایز بود با شما مخالفت میکردیم و تمام دشمنان شما را نابود مینمودیم پیش از آنکه به شـما برسـند، حضـرت به آنها فرمود: بخدا قسم توانایی ما بر آنها بیش از شـماست »لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بیته«.