در روایت دیگر نقل شده: وقتی این صـحنه را دید پیش از آنکه مسـلم را بکشد دسـتهایش خشک شد. این موضوع را به ابنزیاد گفت، ابنزیاد او را خواست و به کشـتن مسـلم مجبور کرد ابنزیاد تبسـم کرد و گفت: چون میخواهی برخلاـف عـادت خود کـاري انجـام دهی خیالاتی شـده اي، آنگاه ابنزیاد فرد دیگري را براي کشـتن مسلم به بالاي قصر فرستاد آن شخص وقتی خواست مسلم را بکشد پیامبر اسلام صلی االله علیه و آله را دید او هم از ترس در دم مرد آنگاه ابنزیاد شامی ملعونی را براي کشـتن مسـلم فرسـتاد (مرحوم علامه مجلسی (ره) در جلاء این مطلب را نقل کرده).