مرحوم شیخ مفید (ره) میگوید، زهیر به یارانش گفت: هر کس دوست دارد با من بیایـد و گرنه این آخرین دیـدار ما خواهـد بود، قضـیه اي را براي شـما بگویم: در یکی از غزوات پیروز شدیم و خداوند به غنایم بزرگی ما را رساند، روزي حضـرت سـلمان به ما گفت: آیا خوشحال شدید؟ از چیزي که خداوند به شما رساند و غنایم فراوانی که بـدست آوردیـد؟ گفتیم: بلی، گفت: هر گاه آقاي جوانان آل محمـد صـلی االله علیه و آله را دریافتید از کشـته شدن همراه او بسـیار خوشـحال باشید روزي است که بزرگترین غنایم را دریافت کرده اید من شـما را به خدا میسپارم. آورده اند که: زهیر از امام حسـین علیه السلام جدا نشد تا به شـهادت رسید.