ترجمه لهوف: راوی گوید: عمر سعد لعین پس از قتل فرزند خاتم النبیّین، سر مطهّر امام شهید را در همان روز عاشورا به همراه خَولی بن یزید اصبحی و حُمَید بن مسلم اَزدی – لعنهما الله – به نزد عبيد الله بن زياد فرستاد و دستور داد که سرهای انور دیگر شهدا چه از اصحاب و یاران و چه از اهل بیت آن حضرت را پاک و پاکیزه نمودند و آنان را با شمر بن ذی الجوشن پلید و قيس بن اشعث وعمرو بن حجاج روانه کوفه نمود. آن ظالمين شقاوتمند باسرهای مطهر به سوی کوفه رفتند و عمر سعد عنيد نیز روز عاشورا و روز یازدهم را تا زمان زوال در زمین کربلا ماند و بعد از زوال، آن اهل بیت و آن کسانی را که باقی مانده بودند از زن و فرزندان امام حسین علیه السلام را بر روی شتران بی کجاوه، سوار نمودند و زنان آل عصمت و طهارت را که امانتهای انبیاء بودند مانند اسیران ترک و روم با شدت محنت و مصیبت و کثرت غم و غصه، به اسیری بردند. روایت شده که سرهای نور یاران امام حسین علیه السلام ، هفتاد و هشت سر نورانی بودند که قبیله ها برای تقرب پیدا کردن به ابن زیاد و یزید آنها را در بین خود تقسیم نمودند به این نحو که طایفه «کِندِه» که رئیس ایشان قيس بن اشعث پليد بود، سیزده سر مطهر را برداشتند. «قبيلة هَوازِن» دوازده سربه سرکردگی شمر بن ذی الجوشن – لَعنَه الله – و گروه تَمیم هفده سر را و بَنی اَسَد شانزده سر را و قبيله مَذحِج هفت سر و باقی مردم سیزده سر را قسمت نمودند و با خود به کوفه آوردند.