ترجمه لهوف: راوی گوید: پس از آنکه آن گروه گمراه سبط پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را به شهادت رساندند و سر از بدن مطهر آن جناب جدا نمودند، جملگی یک مرتبه روی آوردند برای غارت لباسها و اسلحه امام مظلومان و سرور شهیدان. پیراهن آن عزیز فاطمه علیها السلام را اسحاق بن حوّيه حضرمی حرام زاده ربود و آن را به قامت نحس و پلید خود پوشانید که از اعجاز آن شهید کربلا، بدن نحس آن روسیاه به مرض برص سفید مبتلا شد به طوری که جمیع موهای بدن آن پلید ریخت.
گفته راوی بعدقتل آن امام ***آن گروهی بی حیا آنجا تمام
از برای غارت شمشیر او ***هم لباسش جانبش آورده رو
ابتدا پیراهن او را همی ***بر رُبود اسحاق پست حضرمی
چونکه آن پیراهن از قامت رُبود ***بر تن نحس و خبیث خود نمود
از کرامات خدا بر آن امام ***مبتلا شد بر لک و پیس و جذام
آنچنانکه موی پستِ*** آن عدو ریخته از جسم نحسِ او فرو
در روایت است که بر دو پیراهن آن امام شهید، جای زیاده بر یکصد و ده جراحت از زخم تیر و نیزه و شمشیر، یافتند. امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «بر بدن مطهر آن سرور شهیدان جای سی و سه طعنۀ نیزه و سی و چهار ضربه شمشیر یافتند». بحر بن کعب تمیمی طَمّاع شلوار حضرت را به غارت برد و در روایت است که آن کافر از معجزه امام عليه السلام پاهای نحسش فلج شد و زمین گیر گردید.
در روایت آمده بَحرُ بنِ کَعب*** بی حیائی کرده در پیشگاه ربّ
آنکه آن طمّاعِ کافر از عنود ***با شَعَف شلوارِ حضرت را رُبود
پس چو بر تن کرده او از روی از ***هر دو پایش از تحرک مانده باز
عِمامۀ آن امام همام را اَخنَس بن مَرثَد بن عَلقَمه حَضرَمی ملعون از سر آن بزرگوار برداشت و بعضی گفته اند که جابر بن یزید اودی، عمامه امام را برداشت و آن را بر سر نحس خود پیچید و عقل و هوشش رفت و دیوانه گردید. نَعلَين امام علیه السلام را اَسوَد بن خالدِ خبیث از پای حضرت ربود. انگشتر حضرت را بَجدَل بن سليم کلبی بیرون آورد و آن ظالم یهودی انگشت مبارک حضرت را به خاطر انگشتر قطع نمود. مختار بن ابی عبیده همین لعین را گرفته و دستها و پاهای نحسش را برید و آن پلید در خون خود می غلطید تا روح نحسش تسلیم مالک دوزخ گردید. لعنه الله.
گفته راوی بعد از آن اِبنِ سليم ***آن لعین مانده از قوم کلیم
یعنی آن ملعون و کافر از یهود ***خاتم حضرت در آن وادی رُبود
آن شقی چون خاتم حضرت بدید ***از شَعَف انگشت را از بُن بُرید
پس چو مختار قوی گشته امیر ***آن دنی را کرده در کوفه اسیر
بعد از آن ببریده دست و پای ***او آنچنانکه رفته در خونش فرو
قطيفۀ حضرت را قيس بن اشعث ظالم ربود. زره آن شیر بیشۀ شجاعت را که موسوم به «بَتراء» بود، عمر سعد ربود، و وقتی که به دست مختار کشته شد، آن زره را به «ابی عمره» قاتل آن لعین، بخشید.
گفته راوی این چنین آنجا که بعد ***آن لعین بی مُروّت اِبن سَعد
یک زره با نام بَترا از نبی ***از امام حق رُبود آنجاهمی
بعد از آن مختار قادر آن زره*** بر اَبی عُمره عطاکرده صِله
چون اَبی عُمره عُمَر را با ملاک ***در میان کوفه بنموده هلاک
شمشیر حضرت را «جُميع بن خَلِقِ اودې» ملعون ربود. و بعضی گفته اند که مردی از بنی تمیم که نام آن روسیاه « اسود بن حنظله» بود، شمشیر را از کمر حضرت باز نمود. و به روایت ابن ابی سعد، شمشیر را «فَلافِس نَهشلي» برداشت. و محمد بن زکریّا گفته که عاقبت آن شمشیر به دختر حبيب بن بُدَيل رسید. البته شایان ذکر است که آن شمشیری که از جناب سیّدالشّهدا – عليه آلافُ التَّحيَّةَ و الثَّناءِ – در کربلا به غارت رفت سوای ذوالفقار امیرالمؤمنین علیه السلام است؛ زیرا ذوالفقار حضرت با سایر ذخایر و ودایع نبوّت و امامت در خدمت و در دست امام زمان علیه السلام مصون و محفوظ است و تصدیق این مدعا و صورت ما حَکَیناه را راویان اخبار و آثار بیان نموده اند.