گریه تمام نشدنی ان حضرت

در علل از محمد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانی (ره) از عمرو بن یوسف بن سلیمان از قسم بن ابراهیم رقی از محمد بن احمد بن مهدي رقی از عبـدالرزاق از معمر از زهري از انس نقل میکنـد که: پیامبر اسـلام صـلی الله علیه و آله فرمود: شـعیب از محبت خـدا آنقدر گریه کرد تا نابینا شـد، خداونـد بینایی او را به او برگرداند، باز هم آنقدر گریه کرد تا نابینا شد، باز هم بینایی او را به او برگرداند باز هم آنقـدر گریه کرد تا نابینا شـد تا چهار مرتبه، خداوند به او وحی نمود: اي شـعیب، تا کی میخواهی چنین ادامه بدهی؟ اگر گریه تو از ترس جهنم است، تو را از جهنم خلاصـی داده ام و اگر از شوق بهشت است آن را به تو مبـاح قرار داده ام؟ عرض کرد: اي مولاي مـن و اي آقـاي مـن، تـو خـوب میـدانی که گریه من نه از ترس جهنم است و نه از شـوق بهشت امـا محبت تـو در دلم گره خـورده نمیتوانم در محبت تو صبر کنم یـا به لقـاء تو برسم، خداونـد فرمود: پس حال که چنین است هم صـحبت خود موسـی بن عمران را خـدمتکار تو قرار میدهم.