ابومخنف گفت: ابو زهير عبسي از قرة بن قيس تميمي نقل كرد: هنگامي كه زنان از كنار اجساد حسين و خانواده و فرزندانش ميگذشتند ايشان را ديدم كه فرياد كشيده و بر صورت خويش سيلي ميزدند…راوي گفت: هرگز سخن زينب دختر فاطمه را آنگاه كه از كنار كشته برادر خود ميگذشت از ياد نميبرم كه ميگفت: اي محمد! سلام فرشتگان آسمان بر تو باد. اين حسين است در اين بيابان، به خون غلطيده، اعضاي بدنش بريده شده، اي محمد!و دخترانت اسيرند، و فرزندانت كشته شدهاند و باد بر اجسادشان ميوزد. راوي گفت: به خدا سوگند هر دشمن و دوستي را به گريه انداخت. سر بقيهي اجساد نيز بريده شد و هفتاد و دو سر همراه شمر بن ذيالجوشن، قيس بن اشعث، عمرو بن حجاج و عزرة بن قيس نزد عبيداللَّه بن زياد برده شد.