در بحـار از عطاء بن سائب از برادرش نقل است که گفت: روزي خـدمت امام حسـین علیه السلام بودم مردي از بنی تمیم آمد که به او عبدالله بن جویرة میگفتند: گفت: اي حسین! حضرت فرمود: چه میخواهی؟ گفت: من تو را بشارت میدهم به آتش جهنم. حضرت فرمود: اینطور نیست، من به محضر پروردگار بخشنده شفاعت کنندهاي میروم که شایسـته اطاعت است، من از نسل پاك و نسـل هاي من همگی پاك هسـتند اما تو که هستی؟ گفت: من ابن جویره هسـتم. امام حسین علیه السلام وقتی او را شناخت، دست هاي خود را به سوي آسمان بلند کرد بحدي که زیر بغل هاي حضرت دیده میشد گفت: خدایا او را به سوي آتش بکش ابن جویره از دعاي حضـرت خشـمگین شد و به حضرت حمله کرد، اسب جویره رم کرد و پاي جـویره در رکـاب گیر کرد در حـالیکه سـرش پـائین افتـاده بـود اسب بـا سـرعت دور میزد و سـر جویره را به هر سـنگ و درخـتی میکوبیـد، بدن جویره تکه تکه شد در حالیکه پایش همچنان از رکاب آویزان بود این چنین مورد لعنت خدا قرار گرفت و به جهنم وارد شد. در مناقب در باب تظلم الزهرا علیهاالسلام، درباره نفرین امام حسین علیه السلام ، چنین نوشته که آنحضرت بدرگاه خداوند گفـت: »پروردگـارا او را بـه سـوي آتش جهنم بکش و پیش از آنکه به جهنم برسـد طعم آتش را در این دنیـا به او بچشـان« آنگـاه جویره از اسـبش به خنـدق (گودالی) افتـاد که در آن آتش بود، پس امام حسـین علیه السلام به سـجده افتاد و شـکر خداونـد را بجا آورد.