یقین امام ع ب شهادت ان حضرت

 در آن کتـاب از محمـد بن الحسن نقـل است: آنگاه که لشـکر یزیـد با امام حسـین علیه السلام روبرو شدنـد و حضـرت یقین کردنـد که آن حضـرت را خواهنـد کشت، به اصـحاب خودش فرمود: همینطور که میبینیـد کار به این مرحله رسـیده، دنیا عوض شده و به خوبیها پشت کرده است و سـراي زندگی مانند چراگاهی بد و ناگوار شده، و این وضعیت ادامه پیـدا خواهـد کرد تا آنجا که کسـی نماند عشق دیدار یار و محبوب را داشـته باشد مگر نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل نهی نمیکنند مؤمن باید در چنین شـرایطی لقاء پروردگارش را آرزو کند، و من مرگ را جز سـعادت و زندگی با سـتمگران را جز ملامت و ذلت نمیدانم… سأمضـی فما بالموت عار علی الفتی اذا مانوي خیرا و جاهد مسـلما و واسی الرجال الصالحین بنفسه و فارق مـذموما و خالف مجرما أقـدم نفسـی لا أریـد بقائها لتلقی خمیسا فی الهیاج عرمرما فان عشت لم أذمم و ان مت لم ألم کفی ذلا أن تعیش فترغما