مرحوم صدوق (ره) در عقاب الاعمال از عمرو بن قیس المشـرقی نقل میکنـد: همراه پسـر عمویم بر حسـین علیه السلام وارد شدم حضـرت هم در قصـر بنی مقاتل بود به حضـرت سـلام عرض کردیم و پسر عمویم گفت: یا اباعبداالله محاسنت را خضاب کردي یا رنگ اصلی موي شماست؟ حضـرت فرمود: رنگ است زیرا پیري زود به سراغ ما بنی هاشم میآید، سپس حضرت به سوي ما متوجه شد و فرمود: آیا به یـاري من آمده اید؟ گفتم: من پیر و بـدهکار و عیالمنـد هسـتم و چیزهـایی از مردم دست من هست و نمیتـوانم عـاقبت کـار چه خواهـد شـد و دوست ندارم امانتهاي مردم در دست من از بین برود، پسـر عمویم نیز از این سـخنان گفت، حضـرت فرمود: پس از این منطقه بروید تا صداي مرا نشـنوید و مرا در میان دشـمن نبینید. اگر کسی نداي مرا بشنود یا مرا در گرفتاري ببیند و اجابت و یا یاریم نکند بر خداست که او را بر رو به جهنم بیندازد.