روایت 1018

مرحوم شیخ مفید (ره) از محمد بن ابیطالب نقل میکند: ابن سـعد  با نامه ابن زیاد  متعرض امام حسـین علیه السلام  نشد زیرا میدانست امام حسـین علیه السلام  هیچگاه با یزیـد بیعت نخواهـد کرد. آورده اند: ابن زیاد  مردم را در مسـجد جـامع کوفه جمع کرد به منـبر رفت و گفت: شـما آل ابوسـفیان را آزموده اید و آنچنان که دوست میداشتید ایشان را یافته اید  و این امیرالمومنین یزیـد است که او را به حسن سـیرت و رفتـار پسـندیده و خوش برخورد بـا رعایـا شـناخته اید او اهل عطا و بخشـش است، در زمان حکومت او راه ها امن شـده که در زمان پدرش معاویه نیز چنین بود و این پسرش یزید است که پس از پدرش مردم را محترم میشمارد و آنها را با مال و ثروت غنی میکند و صـد برابر رزق و مال شـما را افزون مینمایـد یزید به من دسـتور داده تا عطایایش را در حق شـما بیشتر کنم و شـما را به جنگ با دشـمنش حسـین بفرستم، گوش فرا دهید و اطاعت کنید، سپس از منبر پائین آمد و به مردم هدایاي فراوانی داد و آنها را به جنگ با امام حسـین علیه السلام  فرسـتاد که در این کار یار و یاور عمر سعد باشند، اول کسی که با عده اي به سوي کربلا از کوفه خارج شد شمر بن ذي الجوشن (لعنـۀ الله علیه) بود که با چهار هزار نفر خارج شـد لشـگر ابن سـعد  نه هزار نفر شـد، پس از آن یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر، حصین بن نمیر سکونی با چهار هزار نفر و فلان مازنی با سه هزار نفر و نصر بن فلان با دو هزار نفر که مجموعا بیست هزار نفر شـد. پس از آن ابن زیاد  دنبال شـبث بن ربعی فرسـتاد که نزد ما بیا، ما تصـمیم داریم تو را به جنگ حسـین بفرستیم، شبث خود را به مریضـی زد خواست ابن زیاد  او را معاف بـدارد، ابن زیاد  براي او پیغام فرسـتاد، اما بعد: فرسـتاده ام به من خبر داده تو اظهار مریضـی کردي و من میترسم تو از آنهایی باشی که خداوند میفرماید (اذا لقوا الذین آمنوا قالوا آمنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزؤون) اگر تو در اطاعت ما هستی هر چه سریعتر بیا، شبث بعد از عشاء نزد عبیدالله آمد تا اثر مریضی از چهره اش قابـل تشـخیص نباشـد. وقتی که داخـل شـد ابن زیاد  به او خوش آمـد گویی گفت و نزدیک نشانـد گفت: دوست دارم به جنگ این مرد حرکت کنی و ابن سـعد  را یاري کنی، شـبث بن ربعی گفت: اي امیر این کـار را میکنم و در انـدك زمانی سـی هزار نفر از سواره و پیاده براي جنگ آماده شد ابن زیاد  به عمر سـعد نوشت، من بی دلیل اینهمه جنگجو از سواره و پیاده براي تـو نفرسـتاده ام توجه داشـته بـاش که هیـچ صـبح و شـبی نیست مگر اینکه شب و فرداي آن روز خـبر کارهـایت نزد من است. ابن زیاد  ملعون، عمر بن سـعد را از روز شـشم محرم براي جنگ با امام حسـین علیه السلام  تحریک میکرد.