سعید بن جبیر از ابنعبـاس نقـل میکنـد که گفت: در خواب دیـدم که رسول خـدا صـلی الله علیه و آله با حالی پریشان و چهرهاي غبار آلود آمـده است. از او دربـارهي این حـال و اوضـاع سؤال نمودم. حضـرت فرمود: آیا نمیدانی که من هم اکنون از تـدفین پسـرم حسـین علیه السلام و اصـحابش فارغ شـده ام. عمرو بن ابیالمقـداد گفت: سـدیر از ابیجعفر علیه السلام روایت نموده که حضـرت فرمود: جبرئیـل بـا مقـداري از خـاك مقتـل حسـین علیه السلام به نزد رسول خـدا صـلی الله علیه و آله آمـد حضـرت ابوجعفر علیه السلام فرمود: هم اکنون آن تربت نزد ماست. و نیز از شیخ مفید (ره) از محمد بن عمران از احمد بن محمد جوهري از حسن بن علیـل غنزي از عبـدالکریم بن محمـد از حمزة بن قـاسم علوي از عبـدالعظیم بن عبـدالله علوي از حسن بن حسـین عربی از غیـاث بن ابراهیم از امام جعفر صادق علیه السلام نقل میکنـد که حضـرت فرمود: روزي امسـلمه با گریه شب را به صـبح رساند. به او گفتند: براي چه گریه میکنی؟ گفت: پسـرم حسـین علیه السلام دیشب کشـته شـد! من رسول الله صـلی الله علیه و آله را بعـد از وفـاتش در خواب ندیـدم مگر دیشب که او را با حالی بسـیار انـدوهگین و رنگ پریـده و غصه دار دیدم. به حضـرت عرض کردم: یا رسول الله صلی االله علیه و آله میبینم رنگ از رخسارتان پریده و غصهدار هستید! حضـرت فرمود: دیشب براي حسـین علیه السلام و اصحابش قبر میکنـدم.