morteza

خبر رسول خدا (ص) از شهادت حسین علیه السلام

در امالی به اسـنادي که قبلا ذکر شده آمده که صـفیه دختر عبدالمطلب گفت: هنگامی که امام حسـین علیه السلام به دنیا آمد او را به پیـامبر صـلی الله علیه و آله دادم حضـرت زبـان در دهان او قرار داد امام حسـین علیه السـلام از این کار خوشـش آمـد و زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله را میمکید صفیه میگوید رسول الله صلی الله علیه و آله به امام حسین علیه السلام از این طریق شیر و عسل میداد پس بین دو چشـمان امام حسـین را بوسـید و آنگاه او را به من داد در حالیکه گریه میکرد سه بار فرمود: لعنت خـدا بر مردمی که تو را میکشـند پرسـیدم پـدر و مادرم فـدایت، چه کسـانی او را میکشـند؟ فرمـود: گروه یـاغی و طغیـانگر بنی امیه (لعنهم الله)

تعبیر خواب ام ایمن و ولادت حسین علیه السلام

در امالی به اسنادش از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که فرمود: همسایگان ام ایمن به نزد رسول الله صـلی الله علیه و آله آمدنـد و گفتنـد: یـا رسـول الله ام ایمن خـواب راحت نـدارد و همواره گریه مینمایـد و هرگز گریه اش قطع نمیشود و تا صبح این حال را دارد پس رسول خدا کسی را نزد ام ایمن فرستاد آمد حضرت فرمودند: اي ام ایمن خداوند چشمان تو را گریان نکند همسایگان تو نزد من آمده و خبر داده اند که یک لحظه از گریه ات دست برنمیداري و شـبها تا صـبح گریه میکنی خداونـد چشـمان تو را گریان نگرداند براي چه گریه میکنی؟ عرض کرد: یا رسول الله خواب بسـیار ناراحت کننده اي دیده ام براي همین گریه ي من صـبح تا شب و شب تا صبح لحظه اي قطع نمیشود. حضرت فرمود: خوابت را براي من تعریف کن، ام ایمن گفت: خـدا و رسول او عالمتر هسـتند آنگاه گفت: تعریف آن براي من دشوار است رسول خدا صـلی الله علیه و آله به او گفت: خوابی که تو دیـدي آنطور که تو تعبیر مینمایی نیست آن را تعریف کن، ام ایمن گفت: خواب دیدم که گویی بعضـی از اعضاء بدن شـما در خانه من میافتـد، پس رسول خـدا صـلی الله علیه و آله به او گفت: این خواب مبارك است اي ام ایمن، بـدرستیکه فاطمه فرزندي به نام حسـین بدنیا خواهد آورد و مواظبت و تربیت او به عهده تو میباشد اینگونه است که بعضی از اعضا من در خانه تو میآید.

وقتی حضـرت فاطمه علیهاالسـلام، حسـین علیه السـلام را بدنیا آورد روز هفتم رسول خدا صـلی الله علیه و آله امر فرمود که سـر حسـین را بتراشـند و به وزن موهایش نقره صدقه بدهند و گوسـفندي را براي او عقیقه کنند. سپس أم ایمن او را آورد حضرت فرمود: آفرین و مرحبا به حمل کننده و حمل شونده، اي ام ایمن این تأویل و تعبیر خواب توست. در عوالم از مناقب ابن شـهر آشوب به اسـنادش نقل است که: حضرت زهرا علیهاالسلام وقتی امام حسین را بدنیا آورد، بیمار شد و شیرش خشک شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله دایه شـیر دهی را طلب کرد ولی کسـی را پیـدا نکرد، پس رسـول خـدا صـلی الله علیه و آله انگشت خـود را در دهـان او میگـذارد و او میمکید. این کار را چهل روز انجام داد و خداوند سـبحان گوشت حسـین را از گوشت رسول خدا صـلی االله علیه و آله رویانیـد: و چه زیبا گفته شاعر:

الله مرتضع لم یرتضع ابـدا من ثدي أنثی و من طه مراضـعه

یعطیه ابهامه آنا و آونۀ لسانه فاسـتوت منه طبـائعه

سـر به خصه بـاریه اذ جمعت و أو دعت فیه عن أمر و دائعه

غرس سـقاه رسول االله من یـده و طاب من بعـد طیب الأصـل فارعه

در اینکه گوشت و خون حسین علیه السلام از رسول خدا (ص) روئید

کلینی در کافی از امام جعفر صادق علیه السـلام نقل کرده فرمود: شـیر داده نشـد امام حسـین از حضـرت فاطمه و نه از زنـان دیگر بلکـه امـام حســین را نزد رسـول خـدا صـلی الله علیـه و آلـه میآوردنـد پس ایشـان انگشـت ابهـام خـود را در دهـان او میگـذاشت و او میمکیـد به قدري که براي دو یا سه روز او کفایت میکرد. پس گوشت امام حسـین از گوشت و خون رسول خدا صـلی الله علیه و آله رویانده شد. مولودي شش ماهه به دنیا نیامده زنده بماند مگر عیسـی بن مریم و حسـین بن علی علیه السلام و گفته شده که یحیی بن زکریا نیز شش ماهه بود.

در تغذیه حسین علیه السلام از رسول خدا (ص)

کافی از حضـرت اباالحسن امام رضا علیه السلام نقل نموده: امام حسین علیه السلام را به نزد رسول خـدا صـلی الله علیه و آله آوردنـد زبانش را در دهان فرزنـدش گذاشت و او نیز میمکید و از این طریق براي چند روز سیر میشـد و او از هیـچ زنی شـیر نخورد.

در غذا دادن حضرت پیغمبر (ص) به حسنین علیهم السلام

و نیز از کـافی نقل است که بـدرستیکه فاطمه علیهاالسـلام با امام حسن علیه السـلام و امام حسـین علیه السـلام نزد رسول الله آمـد و گفت: یا رسول الله به این دو پسـر عسل بده یعنی از وجود خود به این دو غذا بده.

شباهت حسنین به رسول خدا (ص)

و در روایـتی آمـده کـه حضـرت زهرا خدمت حضرت پیغمبر (ص) عرض کرد: این دو پسـران شـما هسـتند پس چیزي را براي ایشـان ارث بگذارید. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هیبت و بزرگواري من به حسن و جرأت و بخشش من به حسین ارث میرسد. و در روایت دیگر در ادامه همین روایت آمده که حضـرت زهرا علیهاالسلام پس از سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: یا رسول الله راضـی شدم. امام حسن بردبار بود و امام حسـین شریف و بخشنده بود و بدرستیکه امام حسین به رسول الله صلی الله علیه و آله از سینه تا سر و امام حسن به رسول الله صلی الله علیه و آله از سینه تا پاها شبیه بود.

اشعاری که برای کودکی حسین علیه السلام خوانده میشد

در بحار الانوار آمده که حضرت زهرا علیهاالسلام امام حسن علیه السلام را تکان میداد و میفرمود:

اشبه أباك یا حسن و اخلـع عن الحق الرسن
و اعبـد الهـا ذامنن و لاـ توال ذا الاـحن

و براي حسـین این چنین میگفت:

أنت شـبیه بـأبی لست شبیهـا بعلی

و ام سـلمه کـه از امـام حسـن مـواظبت مینمـود ایـن چنین میگفت:

بـأبی ابن علی – أنت بـاخیر ملی
کن کأسـنان حلی – کن ککبش الحولی

و ام فضـل زن عبـاس که از امـام حسـین علیه السـلام مراقبت مینمود چنین میسـرود:

یا بن رسول الله یا بن کثیر الجاه فرد بلا أشباه أعاذه الهی من أمهم الدواهی.

نام گذاری حسنين عليهما السلام به شبر و شبير

شـیخ صدوق (ره) در کتاب امالی به اسنادش که به زید بن علی میرسـد از پـدرش علی بن حسـین علیه السـلام نقل میکنـد فرمود: وقتی حضـرت فاطمه علیهاالسـلام امام حسن علیه السـلام را بـدنیا آورد، به امـام علی علیه السـلام گفت: او را نامگـذاري نما، پس امام فرمود: من در نامگـذاري او به رسول خـدا صـلی الله علیه و آله سبقت نمیگیرم. پس امام حسن را در لباس زرد پوشاندند و نزد رسول خدا صـلی الله علیه و آله آوردند حضرت فرمود: آیا شـما را نهی نکردم او را در پارچه زرد نپیچید. سـپس آن پارچه زرد را بدور انداخت و پارچه سـفید گرفت و حسن علیه السـلام را در آن پیچیـده و خطـاب به علی علیه السـلام فرمود: آیـا او را نـام نهاده ایـد؟ گفت: ما در اینکار بر شـما سـبقت نمی گیریم. حضـرت رسول صـلی الله علیه و آله فرمود: من هم در نامگذاري او به خداوند عزوجل پیشـی نمیگیرم. حضـرت حق به جبرئیل وحی کرد براي محمد صـلی الله علیه و آله پسـري متولد شده پایین برو و سلام مرا برسان و تبریک بگو و بگو که علی براي تو به منزله هـارون براي موسـی است پس فرزنـدت را بنـام پسـر هارون نامگـذاري کن. جبرئیل پایین آمـد و به رسول خـدا از سوي خداونـد عزوجل تبریک گفت آنگاه گفت: خداونـد تبارك و تعالی تو را امر کرده است که فرزندت را بنام پسـر هارون نامگذاري کن. پیامبر فرمود: اسم فرزند هارون چه بود؟ جبرئیل به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: شبر. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: زبان من عربی است. عرض کرد: او را حسن نام بگـذار. پیامبر نام او را حسن گـذاشت، تا هنگامی که حسـین متولد شـد خداوند عزوجل به جبرئیل امر کرد پائین برو و بخاطر بدنیا آمدن فرزند محمد صلی الله علیه و آله به او تبریک بگو و به او بگو علی علیه السـلام براي تو به منزله هـارون براي موسـی است او را به اسم پسـر هـارون نامگـذاري کن. جبرئیـل پایین آمـد و سـلام خـداي تبـارك و تعـالی را ابلاـغ نمود و گفت: بـدرستیکه علی علیه السـلام براي تو به منزله هارون براي موسـی است او را بنام پسـر هارون نامگـذاري کن حضـرت فرمود: اسم او چه بود؟ گفت شبیر. حضـرت فرمود زبان من عربی است. گفت: او را حسـین نامگذاري کن پس او را حسـین نامگـذاري نمود.

درباره اسامی حسن و حسین

در عوالم از عمران بن سـلمان و عمرو بن ثـابت نقـل نموده گفتنـد: اسامی حسن و
حسـین هر دو از اسـامی بهشت است و چنین اسـامی در دنیـا نبود.

وجه تسمیه حسن

در عوالم از رسول خـدا صـلی الله علیه و آله نقل است که فرمود: حسن، حسن نامیده شده چون به احسان خداوند آسـمانها و زمینها بر پا شد و حسـین از احسان مشتق شده و علی و حسن از اسـماء خداوند متعال و حسـین اسم مصـغر حسن است.

روایت دیگری در این دسته وجود ندارد