مشتق شدن نام حسین از حسن
در بحار از امام صادق علیه السـلام نقل است که فرمود: جبرئیل به پیامبر اسـم حسن ابن علی علیه السلام و پوشاکی حریر از پوشاکهاي بهشتی را هدیه نمود و اسم حسین علیه السلام از اسم حسن علیه السلام مشتق شده است.
در بحار از امام صادق علیه السـلام نقل است که فرمود: جبرئیل به پیامبر اسـم حسن ابن علی علیه السلام و پوشاکی حریر از پوشاکهاي بهشتی را هدیه نمود و اسم حسین علیه السلام از اسم حسن علیه السلام مشتق شده است.
در کشف الغمه از کمال الدین نقل است که: کنیه حضـرت حسـین علیه السلام فقط ابوعبدالله بود. اما القاب او بسیار بود. رشـید، طیب، وفی، سـید، زکی، مبارك، تابع لمرضاة الله تعالی و سبط که همه این القاب به آنحضرت گفته میشود بر ایشان اطلاق میشود. که مشـهورترین القاب آنحضـرت زکی بود. البته بالاترین القاب از حیث رتبه آنچیزي است که پیامبر او و برادرش را به آن ملقب نمود بدرستیکه حسـنین دو سـید جوانان اهل بهشت هسـتند. پس لقب سید اشرف همه القاب است و همچنین است لقب سبط بدرستیکه به خبر صـحیح از پیامبر نقل است که فرمود: حسین سبطی از اسباط است.
در ارشاد شیخ مفید (ره) آمده کنیه امام حسـین علیه السلام ابوعبدالله بود.
و در بحار از عاصم کوزي مستندا نقل است از امام صادق علیه السلام شنیدم از پدرش نقـل کرد رسول الله صـلی الله علیه و آله براي حسن قوچی را و براي حسـین نیز قوچی عقیقه نمود و به قـابله نیز چیزي هدیه کرد و دسـتور داد که سـر آندو را در روز هفتم ولادتشان بتراشـند و موهاي ایشان را وزن کرده و به اندازه وزن موهاي ایشان نقره صدقه داد.
در کافی از حضرت امام جعفر علیه السلام نقل است که فرمود: رسول خدا صلی االله علیه و آله براي امام حسن با دست خود عقیقه نمود و فرمود: بسم الله این عقیقه اي است براي حسن، خداوند استخوانش به استخوان حسن، گوشتش به گوشت او، خونش را به خون او و مویش را به موي حسن قرار بـده خداونـدا این عقیقه را فـدیه براي محمـد و آل او قرار بـده.
در کـافی از حسین بن خالد نقل است که گفت: سؤال کردم از اباالحسن امام رضا علیه السلام درباره اینکه تهنیت گفتن بخاطر ولادت کودك از چه زمانی آغاز شـده؟ حضـرت فرمود: وقتی حسن بن علی عليهماالسـلام متولد شد جبرئیل در روز هفتم براي تهنیت به محضـر رسول خـدا صـلی الله علیه و آله آمـد و از طرف خدا امر کرد رسول خدا صـلی الله علیه و آله را که او را نامگذاري کند. کنیه براي او قرار بدهد و سر او را بتراشد و براي او عقیقه کند هنگام ولادت امام حسین علیه السلام نیز روز هفتم به نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و از طرف خدا امر کرد او را به مثل آنچه گفته بود.
در امالی شیخ صدوق (ره) به اسنادش که به امام صادق علیه السلام میرسد نقل است فرمود: امام حسین بن علی علیهماالسلام دو انگشتر داشت که نقش یکی از آن دو لا اله الا الله عدة للقاء الله بود و نقش دیگري ان الله بالغ امره بود و نقوش انگشتر حضـرت علی بن الحسـین علیه السـلام خزي و شقی قاتل الحسین بن علی علیه السلام بود یعنی
رسـوا و بـدبخت اسـت قاتـل حسـین بـن علی.
از کـافی بـه اسـنادش از محمـد بن مسـلم نقـل است که گفت: از امـام صـادق علیه السلام سؤال کردم درباره اینکه انگشتر امام حسین علیه السلام عاقبت به چه کسی واگذار شد و خاطر نشان کردم شنیده ام انگشتر امام حسـین علیه السـلام در هنگام شـهادتشان از دستشان گرفته شده، امام فرمودند: آنچه که میگویند درست نیست بدرستیکه امام حسـین علیه السـلام وصـیت کرد به پسرش علی بن الحسین علیه السلام و خاتمش را در دست او قرار داد و بدین صورت انگشـترش را به او واگـذار نمود همـانطوریکه رسول خـدا صـلی الله علیه و آله انگشتر خود را به امیرالمؤمنین واگـذار نمود امیرالمؤمنین علیه السـلام نیز به امام حسن علیه السـلام واگذار کرد و حسن نیز به حسین علیه السلام واگذار کرد آنگاه انگشتر به پدرم رسـید بعـد از پـدرش و از او نیز به من رسـید پس آن خـاتم پیش من است و من آن انگشتر را هر جمعه در دست کرده بـا آن نمـاز میخوانم. محمد بن مسـلم گفت: روز جمعه اي نزد امام آمدم در حالیکه ایشان نماز میخواند وقتی از نماز فارغ شد دست مبارکش را به سوي من دراز کرد و من در دست ایشـان انگشتري دیـدم که بر آن نقش شـده بود لا اله الا الله عـدة للقاء الله پس حضـرت فرمود: این خاتم جدم ابی عبدالله حسـین بن علی علیه السـلام است.
در امالی به اسنادش از ابراهیم بن شعیب نقل کرده گفت: شنیدم امام صادق علیه السـلام میفرمود: وقتی حسـین بن علی علیه السـلام بـدنیا آمـد خداونـد به جبرئیل امر کرد با هزار نفر از ملائکه براي تهنیت به محضـر رسول الله صـلی الله علیه و آله از جانب خـدای تعالی بزمین بیایـد. امام علیه السـلام فرمود: پس جبرئیل فرود آمد و بر جزیره اي در دریا گذر نمود. فرشته اي بنام فطرس در آنجا بود که از ملائک حامل عرش خدا بود. خداوند عزوجل او را براي کاري فرسـتاد و او در آن تأخیر نمود پس بالهاي او شکسته شد و در آن جزیره افتاد فطرس در این جزیره هفتصد سال عبادت خداوند متعال را مینمود تا اینکه امام حسـین بن علی علیهماالسلام به دنیا آمد پس فطرس به جبرئیل گفت: اي جبرئیل کجا میروي؟ گفت: خداوند عزوجل به محمد صـلی الله علیه و آله نعمتی را مرحمت فرموده خداوند مرا به سوي او فرسـتاده تا از طرف خداوند و از طرف خودم به او تهنیت بگویم، فطرس گفت: مرا هم با خود ببریـد شایـد محمـد ص براي من دعا کنـد. جبرئیل او را با خود برد، امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که جبرئیل نزد پیامبر خدا رسید به او از طرف خداوند عزوجل و خودش تهنیت و تبریک گفت و از حـال فطرس بـا رسول الله صـلی الله علیه و آله سـخن گفت: پیـامبر خـدا صـلی الله علیه و آله فرمود: به او بگو بالهاي خودش را به قنـداق این مولود بمالد و به مکان و جایگاه خویش بازگردد. فطرس نیز چنین نمود. بالهاي خود را به قنداق امام حسـین علیه السـلام مسـح نمـود و شـفا یـافت و بـه پرواز درآمـده بالاـ رفت آنگـاه گفت: یـا رسـول الله بـدرستیکه امت تـو حسـین علیه السـلام را خواهند کشت و از حسـین حقی بر گردن من است، هر که به زیارت او بیاید و یا بر او سـلام دهد یا بر او نماز بخواند مـن زیـارت، سـلام و نمـاز او را به امـام حسـین علیه السـلام میرسـانم فطرس این را گفت و عروج کرد.
در بحـار به اسـناد معتـبر از ابی محمد حسـین بن طاهر هاشمی قاینی نقل است گفت: خداوند تبارك و تعالی وقتی به این ملک (فطرس) غضب نمود او را مخیر کرد بین عـذابش در دنیا یا در آخرت، او عـذاب دنیا را برگزیـد. پس آویزان بود با لبه پلکهاي چشـمانش در جزیره اي در دریا و هیچ موجود زنده اي بر او گذر نمینمود و از زیر او دود و بخار بد بویی مداوم بالا میآمد تا وقتی که دید ملائکه نازل میشوند، از یکی از آنها که بر او میگـذشت درباره علت نزولشان سؤال نمود. او گفت: براي حضـرت محمد صـلی الله علیه و آله از دخترش و وصیش پسري متولد شده که از او ائمه هدي علیهم السلام تا روز قیامت بوجود میآیند فطرس از آن ملک خواست که به رسول خـدا صـلی الله علیه و آله از طرف او نیز تهنیت گفته شود و از حـال او به ایشان خبر داده شود. چون رسول خـدا صـلی الله علیه و آله از حال فطرس آگاهی یافت از خداوند متعال درخواست نمود که فطرس را بخاطر حسـین آزاد نماید. خداوند سـبحان نیز چنین نمود. فطرس خود به نزد پیـامبر صـلی الله علیه و آله آمـد تهنیت عرض کرد و به مکـان و جایگاه سابقش عروج کرد در حالی که میگفت: چه کسـی مانند من است، من آزاد شده حسـین علیه السلام پسر علی و فاطمه و نوه رسول الله صلوات الله عليهم هستم.