morteza

لوح اسامی ائمه در نزد حضرت فاطمه (س)

در اکمال الدین از جابر بن عبداالله انصاري (ره) نقل است که گفت: نزد حضـرت فاطمه علیهاالسلام لوحی است که در آن اسامی ائمه و اوصیا از اولادش نوشته شده که تعداد ایشان 12 نفر بود و آخرین ایشان قائم آل محمـد (عـج) بود سه نفر از ایشان نامشان محمـد و چهار نفر از ایشان نامشان علی بود. در روایت دیگر از جابر نقل است که گفت: در لوحی که در دسـتان حضرت بود دیدم نام محمد را در سه جاي از آن لوح و علی را در چهار جـاي آن لوح.

معرفی حضرت فاطمه (س) ائمه (ع) را به اسامیشان

در عوالم به اسـنادش از سـهل بن سـعد انصاري نقل است که گفت: از حضـرت فاطمه علیهاالسـلام بنت رسول الله صلی الله علیه و آله سؤال کردم درباره ائمه بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: روزي رسول الله صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام  فرمـود: یـا علی تـو امـام و خلیفه بعـد از من هسـتی و تـو از مومنین به خودشـان اولی تر هسـتی پس هنگـامی کـه از دنیـا رفـتی پسـرت حسـن اولی تر اسـت بـه مـؤمنین از خودشـان چـون حسـن علیه السلام  درگـذشت، آنگـاه حسـین علیه السلام ، از مؤمنین به خودشان اولی تر است و پس از آنکه حسـین علیه السلام  درگذشت، پسرش علی بن الحسین علیه السلام  بر مـومنین از خودشـان اولی تر و چـون علی علیه السلام  از دنیـا رفت، پسـرش محمـد علیه السلام و چون او از دنیـا رفت، پسـرش جعفر علیه السلام و چون او نیز از دنیا رفت، پسـرش موسـی و چون او از دنیا رفت، پسـرش علی علیه السلام و چـون او از دنیا رفت پسـرش محمد علیه السلام و چون او از دنیا رفت، پسـرش علی علیه السلام و چون او نیز از دنیا رفت پسرش حسن علیه السلام و چون او از دنیا رفت، پس قائم آل محمـد – مهـدي (عـج) – بر مؤمنین از خودشان اولی تر است. خداونـد متعال به وسـیله او شـرق و غرب عـالم را فتـح مینمایـد. پس ایشان امامان حق و زبان راستین اسـلام هسـتند. هر کس ایشان را یاري نمایـد ظفرمنـد است و هر کس ایشان را ترك نمایـد واگـذارده خواهد شد.

سپردن حضرت باقر (ع) ودایع امامت را به فرزندشان و تذکر ایشان به زید

در کمال الدین شـیخ صدوق (ره) به اسـنادش از عیاش بن ابی عمید و صدقۀ بن ابی موسـی از ابی نصر نقل کرده که گفت: هنگامی که زمان وفات حضرت ابوجعفر محمد بن علی الباقر فرا رسید پسرش امام صادق علیه السلام  را خواست تـا به او پیمانهـا و وصایاي خود را بسـپارد. پس برادرش زیـد بن علی بن الحسـین به او گفت: اگر تسـلیم من میکردي مانند آنچه که حسن علیه السلام  به حسین علیه السلام  داد امید داشتم که به خطا نرفته باشی. امام باقر علیه السلام  فرمود: اي اباالحسن امانتهاي الهی به ظاهر نیست. عهـدهاي امامت به رسم پیشـینیان نیست. بـدرستیکه این امور از پیش درباره حجج الهی از طرف خداونـد تبارك و تعالی رقم زده شده است. سـپس جابر بن عبدالله را خواست و به او گفت: اي جابر براي ما بگو آنچه را که در صـحیفه مادر ما حضـرت زهرا علیهاالسـلام دیدي. جابر گفت: بله یا ابا جعفر، روزي نزد سـرورم حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام رسیدم تا بخاطر ولادت امام حسین علیه السلام  به ایشان تبریک و تهنیت بگویم. در این هنگام دیدم که در دست ایشان صحیفه اي از در سـفید است. عرض کردم: اي سـرور زنان این صـحیفه چیست که در دست شـما مشاهده میکنم؟ حضرت فرمود: این صحیفه اي است که اسامی امامان از نسل من در آن نوشـته شده است. عرض کردم آیا این لوح را میدهید من نیز آنرا ببینم؟ فرمودند: اي جابر اگر از این کار نهی نشـده بودم این صـحیفه را به تو میدادم، ولی نهی شـده از اینکه دست کسـی جز پیـامبر و وصـی پیـامبر یا اهل بیت پیامبر صـلی الله علیه و آله به لوح بخورد ولی تو اجازه داري که به آن بنگري. جابر گفت: پس لوح را دیـدم، در آن نوشـته شـده بود: ابوالقاسم محمد بن عبدالله مصـطفی مادرش آمنه بنت وهب، ابوالحسن علی بن ابیطالب مرتضـی مادرش فاطمه بنت اسـد بن هاشم بن عبـد مناف، ابومحمد حسن بن علی مجتبی، ابوعبدالله الحسـین بن علی التقی مادر ایشان فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه و آله، ابومحمـد علی بن حسـین العـدل مـادرش شـهربانو دخـتر یزدگرد پسـر شاهنشـاه، ابوجعفر محمـد بن علی البـاقر مادرش ام عبـدالله دختر حسن بن علی بن ابیطالب، ابوعبـدالله جعفر بن محمد صادق مادرش ام فروة بنت القاسم بن محمد بن ابی بکر، ابوابراهیم موسی بن جعفر الثقه مادرش حمیده، ابوالحسن علی بن موسی الرضا مادرش نجمه، ابوجعفر محمد بن علی الزکی مادرش خیزران، ابوالحسن علی بن محمـد امین مـادرش سوسن، ابومحمـد الحسن بن علی الرقیق مادرش یمامه ملقب به ام الحسن، ابوالقاسـم محمـد بن حسن حجـة الله عزوجـل بر خلایق ملقب به قـائم، مـادرش نرجس (صـلوات الله علیهم اجمعین).

صحیفه ها و انگشتری های ائمه (ع)

در اکمال الـدین از ابی جعفر ثـانی در ذیل خبري طولانی از پیامبر صـلی الله علیه و آله که در آن اسامی بلنـد مرتبه و کریمه ائمه اثنی عشـر و اوصاف و میراث ایشـان نقل است و در آخر حـدیث رسول الله صـلی الله علیه و آله میفرماینـد: بـدرستیکه خداونـد دوازده انگشتري و دوازده صحیفه براي من فرسـتاده است که اسم هر امام بر انگشتري و صـفات او در صحیفه مخصوص خودش میباشد.

وصیت حضرت علی (ع) به حضرت سجاد (ع)

در کشف الغمه از محمـد بن یعقوب کلینی (ره) که از راویان بزرگ و معتبر شـیعی است از علی بن ابراهیم از پـدرش از حماد بن عیسـی از ابراهیم بن یمانی از سـلیم بن قیس هلالی نقل است که گفت: هنگامی که حضـرت امیرالمؤمنین به پسـرش حسن وصـیت میکرد من شاهد بودم و محمد بن حنیفه و همه اولاد آنحضـرت و سـران شیعه و اهل بیتش بودند. سپس امام علی علیه السلام  قرآن و سلاح خود را به امام حسن علیه السلام  داد و فرمود: اي پسـرم، رسول خدا صـلی الله علیه و آله مرا امر کرد که به تو وصیت کنم و کتاب و سلاح خود را به تو بدهم همانگونه که آنحضـرت به من وصـیت نمود و کتاب و سـلاحش را به من داد. رسول خدا صلی الله علیه و آلـه مرا امر کرده اسـت کـه بـه تـو امر نمـایم وقـتی که هنگـام رفتن تـو رسـید کتـاب و سـلاحت و صـحیفه ات را به برادرت حسـین علیه السلام  دهی، سـپس به حسـین علیه السلام  رو کرد و گفت: رسول خدا به تو امر کرده که آنها را به پسرت بدهی سپس حضرت دست علی بن الحسـین را گرفت در حالیکه او دو سال بیشتر نـداشت و فرمود: رسول الله تو را امر کرد که کتاب و سـلاح و صـحیفه خود را به پسـرت محمد بده پس چون او را دیدي از طرف رسول الله صلی الله علیه و آله و از من به او سلام برسان.

دلیل و علامت امامت ائمه (ع)

در کشف الغمه آمده که حباب والبیه نزد حضـرت علی علیه السلام  در حیاط مسـجد آمد و به حضـرت گفت: یا امیرالمومنین دلیل امامت شما چیست؟ حضـرت فرمود: آن سنگ را به من بده سپس اشاره کرد به سنگی که روي زمین بود، پس آن سنگ را براي حضـرت بردم و ایشـان بـا انگشتري خود بر آن مهر نمود، آنگـاه فرمودنـد: حبـابه اگر کسـی ادعـاي امـامت نمود و کاري را که من کردم، انجام داد بدان که او واجب الاطاعه میباشد، امام کسـی است که بر هر کاري که اراده کند قادر باشد. حبابه گفت: سپس از نزد حضـرت علی علیه السلام  بازگشـتم. هنگامیکه امیرالمومنین علیه السلام  از دنیا رفت به نزد امام حسن علیه السلام  رفتم، در حالیکه او در محل جلوس حضـرت علی علیه السلام  نشسـته بود و مردم از آن حضـرت سؤال میکردنـد و جواب میگرفتند. آنگاه امام حسن علیه السلام  به من رو کرد و فرمود یا حبابۀ الوالبیه. گفتم: بله اي مولاي من فرمود: آنچه با خود همراه داري به من ده، پس آن سـنگی که پـدرش به من داده بود به او دادم. امـام حسن علیه السلام  نیز بـا انگشـتر خود بر آن سـنگ مهر زد همـانگونه که پدرش چنین کرد. حبابۀ میگوید: پس از شـهادت امام حسن علیه السلام  به نزد امام حسین علیه السلام  رفتم و او در مسجد النبی بود به پیش من آمد و خوش آمد گفت سپس فرمود: آیا دلائل امامت را میخواهی بدانی؟ گفتم: بله اي مولاي من. آنگاه فرمود: آنچه با توست به من ده، سـنگ را به حضـرت دادم. حضـرت نیز بر آن با انگشتري خود مهر نمود. حبابه میگویـد: سـپس دیـدم علی بن الحسـین علیه السلام  را بعد از شـهادت پدرش و در آن هنگام من پیر شده بودم و سن و سالم از صد و سـیزده گذشته بود، دیدم که حضـرت در رکوع و سـجود و مشـغول به عبادت است ناامیـد شـدم از اینکه دلائل امامت را از او بپرسم. که آن حضـرت با انگشـت سبابه اشاره اي به من نمود، در این هنگام به یکباره جوانیام به من بازگشت. به محضرش عرض کردم: اي سید و سرور من چقدر از عمر دنیا گذشـته و چقـدر از آن باقی مانـده است؟ حضـرت فرمود: اما آنچه گذشـته میدانیم ولی آنچه باقیست، خیر. سـپس فرمود آنچه را که همراه داري بـده. آن سـنگ را به او دادم، ایشان نیز با انگشتري خود بر آن مهر نمود. مدتها بعد نزد اباجعفر علیه السلام  رفتم، او نیز بر سـنگ مهر نمود. بعـد از آن نزد حضـرت اباعبـداالله، امـام جعفر صادق علیه السلام  رفتم، او نیز سـنگ را براي من مهر نمود، سپس نزد اباالحسن موسی ابن جعفر علیه السلام  رفتم، او نیز سنگ را با انگشتري خود مهر نمود. سپس به نزد امام رضا علیه السلام  رفتم، او نیز سنگ را با انگشتر خود براي من مهر کرد و حبابه بعد از آن طبق گفته عبداالله ابن هشام نه ماه زندگی کرد.

در فضائل آن حضرت

شیخ علی بن عیسی اربلی در کتاب کشف الغمه میگوید: فضائل امام حسین آشـکار و روشن است و برتري شـرف و عزت او چون نوري درخشـان است. براي آنحضـرت مقامـاتی عـالی و مکـانی بلنـد مرتبه و قدرت در همه امورات است و هیچ اختلافی در شرافت و فضل و برتري جایگاه آنحضرت در بین شیعیان و عامه نیست. علماء برتري او را در بالاترین درجات میدانند و جاهلان نیز به تقلید از علما معترف به شـرف آن حضرت هستند و چرا اینگونه نباشد در حالیکه برتري و عظمت از همه ي جهـات او را احـاطه کرده بلنـدي مقام و شـرف از سـر و صورتش آشـکار است سـربلندي و سـرافرازي از همه ي ابعاد و احوالات او تراوش مینمایـد و این سـخنی است که هر کسـی قادر به بیان آن نیست. جد او محمد مصـطفی صـلی الله علیه و آله پـدرش علی مرتضـی علیه السلام  جده اش خدیجه کبري علیهاالسـلام، مادرش فاطمه زهرا علیهاالسـلام، برادرش حسن بن علی علیه السلام  که صـاحب بزرگی و عظمت است، عمویش جعفر طیـار (رضـی الله عنه) و خانـدانش از هاشم که همه برگزیـده از نیکـان و خوبـان هسـتند. امام حسـین علیه السلام  و برادرش برگزیـده ترین برگزیـدگان و نورالانوار هسـتند امام حسین علیه السلام  خود سـروري شـریف و کوه وقار است. شـجاع و جوانمرد، شـیر شـرزه میـدانهاي حماسه، قهرمانی نامور، پرچم افتخار و عظمت اسـلام است که مجد و اعتلا و سـربلندي از اینجا و آنجا بر او سـرازیر و همه صفات نیک در او جمع و جاري است.

قطع شدن طواف من باب گناه مردی و قضاوت امام (ع) نسبت به گناه

 در بحار به اسـنادش از ایوب بن أعین از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام  نقل است که فرمود: زنی دور خانه خدا طواف میکرد و پشت او مردي بود، پس بازوي زن از آستین بیرون افتاد آن مرد دسـتش را بر روي دست زن قرار داد تا به بازویش رسـید خداونـد دسـت آن مرد را به دست زن چسـباند بطوري که از هم جدا نمیشد و این امر باعث شد که طواف قطع شود. به دنبال امیر فرستادند. مردم جمع شدنـد و به دنبال فقها فرسـتادند آنها گفتنـد که چون او گناه بزرگی مرتکب شده است، باید دست او را قطع کرد. امیر گفت: آیا اینجا از فرزندان رسول الله صلی الله علیه و آله کسی هست؟ گفتند: بله حسین بن علی امشب وارد شده است، بدنبال او فرستادند و از او خواسـتند که بیایـد. امیر خـدمت حضـرت عرض کرد: یابن رسول الله ببین چه اتفاقی افتاده چاره چیست؟ حضـرت رو به قبله ایسـتاد و دسـتانش را بلنـد کرد و زمـان زیـادي دعا نمود سـپس به سوي آن مرد و زن رفت تا اینکه دست آن مرد از دست زن آزاد گردیـد. امیر از امام پرسـید آیا مرد را به خاطر آنچه مرتکب شـد مجازات نکنیم؟ حضـرت فرمودنـد: خیر.

زنده شدن مادر جوانی پس از مرگ برای وصیت نمودن خدمت امام (ع)

در خرائـج و جرائـح از ابوخالد کابلی از یحیی امطویل نقل شده گفت: نزد امام حسـین علیه السلام  بودیم جوانی آمد در حالی که میگریست امام حسین به او فرمود: چرا گریه میکنی؟ گفت: مادرم در این لحظه از دنیا رفت و با اینکه دارایی و اموالی دارد وصیتی نکرده و به من گفته بود پیش از آنکه با شـما سخن گویم با کسی درباره مرگش صحبت نکنم. امام حسین علیه السلام  فرمود: برخیزید تا به نزد آن زن برویم، برخاستیم با امام حسـین علیه السلام  رفتیم تا اینکه به نزدیک خانه اي رسیدیم که آن زن در آن فوت کرده بود. دیدیم نزدیک خانه روي جنازه آن زن پارچه اي کشیده اند، امام بدرگاه خداوند دعا نمود تا او را زنده نماید تا به هر چه میخواهد وصیت نماید. خداوند متعال او را زنده کرد آن زن نشست و شهادتین را گفت سپس به امام حسین علیه السلام  نگاه کرد و گفت: اي مولاي من بفرمائیـد داخل خانه، امام داخل خانه شد و دو زانو نشـست و فرمود: اي زن وصـیت نما (رحمک الله) آن زن گفت: یابن رسول الله من اموالی چنین و چنـان در فلان مکان و فلان جا دارم یک سوم آن را براي شـما قرار دادم تا به هر نحو که میخواهیـد صـرف یاران و اصـحاب خود نمائید و دو سوم آن را براي پسـرم اگر از دوسـتداران شـماست و اگر دشـمن شـما میباشد، از او بگیرید زیرا حقی براي مخالفین و دشمنان اهل بیت علیهمالسلام در اموال مؤمنین نیست سپس آن زن از امام حسین علیه السلام  خواست که بر او نماز بخواند و عهدهدار امور او گردد. پس آن زن بمرد.

خدمت رسیدن عرب بادیه نشین نزد امام (ع)

در خرائج و جرائح از جابر جعفی از امام زین العابدین علیه السلام  نقل است که: حضـرت فرمود: عرب بـادیه نشـینی به مـدینه آمـد تا امام حسـین علیه السلام  را آزمایش نمایـد. و جواب امام را بشـنود به نزدیکی شـهر مدینه که رسـید محتلم شد، چون داخل شـهر شد مسـتقیما به نزد امام حسـین علیه السلام  آمد، او هنوز شروع به سخن نکرده بـود که امـام علیه السلام  به او فرمـود: حیـا نمیکنی اي اعرابی که بر امـامت داخـل میشوي در حـالیکه جنب هسـتی. اعرابی گفت: به تحقیـق که فهمیـدم و دانسـتم آنچه را که براي آن آمـده بودم از نزد امـام رفت غسـل نمود و بازگشت، پس آنچه در قلبش بود از امـام حسـین علیه السلام  سؤال کرد.

روایت دیگری در این دسته وجود ندارد