در بیان بعضی از معجزات آن حضرت قبل از شهادت

روایت بینش دادن امام(ع) به ام السلمه برای زیارت قتلگه

در خرائـج نقل شـده آنگاه که امام حسـین علیه السلام  قصد رفتن به عراق را داشت، ام السلمه (رضی الله عنها) به امام حسین (علیه السلام)  عرض کرد: به سوي عراق نرو زیرا که من از رسول خدا علیه السلام  شـنیدهام که فرمود فرزندم حسـین را در عراق به شهادت میرسانند و مقداري خاك نزد من است که پیامبر اسلام در شیشه اي به من داده است. امام حسین (علیه السلام)  فرمود: بخدا قسم من چنین کشته خواهم شد و اگر به سوي عراق هم نروم باز مرا خواهند کشت و اگر دوست داري محل اردوي ما و محل به زمین افتادن اصحابم را به تو نشان بدهم، آنگاه حضـرت دست خود را به صورت ام السـلمه کشید و خداوند چنان بینشی در چشمان او بوجود آورد که او همه آن صحنه ها را مشاهـده کرد، آنگـاه حضـرت از خـاك کربلا مقـداري گرفت و به او داد و آنرا در شـیشه دیگري ریخت و فرمود: هر گاه به رنگ خون درآمـد بدانکه ما کشـته شدهایم. ام السـلمه میگوید: وقتی روز عاشورا شد بعد از ظهر آن روز به هر دو شـیشه نگاه کردم دیدم هر دو به رنگ خون درآمدهانـد در آن روز هیچ سـنگی و هیچ کلوخی از زمین کنده نمیشد مگر آنکه خون تازه از زیر آن جاري میگشت.

مرگ کافری در اثر تشنگی به علت اهانت به امام(ع)

در بحـار از ابنبـابویه و تاریـخ طبري از ابوالقـاسم واعـظ نقل است که گفت: یکی از دشـمنان آن حضـرت صـدا زد: اي حسـین قطره اي از آب فرات نخواهی خورد تا وقتی که از دنیا بروي یا حکم یزید را بپذیري، حضرت فرمود: خدایا او را تشنه بمیران و هیچگاه او را نیامرز، پس تشـنگی بر او غلبه کرد در حالیکه کوزه آب را سر میکشید میگفت: اي واي از تشنگی تا آنکه مرد. تاریخ طبري نام این شخص را عبدالله بن حصین ازدي نقل کرده است

روایت دیگری در این دسته وجود ندارد