ذکر گوشهاي از احوال حضرت یحیی

در باره جانشینی پسر شمعون به پیامبری

و در کتـاب اکمـال در یـک خبر طولانی از اسـماعیل بن ابیرافع از پدرش نقل کرده، رسول گرامی اسـلام صلی الله علیه و آله فرمود: وقتی خداوند، حضرت عیسی علیه السلام  را به آسمانها برد، شـمعون را جانشین خود قرار داد، شمعون در این مدت قوم خود را به امر خدا دعوت میکرد و آنها را هدایت مینمود با تعلیم عیسـی علیه السلام ، و با کفار مجاهـده میکرد هر کس از او اطاعت میکرد مؤمن و هر کس مخالفت مینمود کافر میشـد تا اینکه خداوند پیامبري از بین مردم برگزید و بر آنها مبعوث کرد و او یحیی بن زکریا علیه السلام  بود، شمعون از دنیا رفت و پادشاه در آن ایام اردشـیر بن اسکان بود که در آن ایام چهارده سال و ده ماه داشت و در سال هشتم حکومت آن پادشاه، یهودی ها یحیی بن زکریا را کشـتند، وقتی خداوند اراده کرد حضـرت یحیی از دنیا برود به او وحی نمود تا بر جانشـینی فرزندان شـمعون وصیت کند.

در باره زنده شدن حضرت یحیی

در بحار از کافی از علی بن محمـد از بعضـی اصـحاب از علی بن الحکم از محمـد بن ربیع از عبدالله بن سـلیم عامري از امام صادق علیه السلام  روایت کرده فرمود: عیسـی بن مریم علیه السلام  بر سـر قبر یحیی بن زکریا علیه السلام  آمد و از خدا خواست او را زنـده کنـد خداونـد دعـاي او را مسـتجاب نمـوده و او را از قـبر خـارج کرد پرسـید: از مـن چه  یخـواهی؟ حضـرت عیسـی گفت: میخواهم همچنـانکه در دنیـا بودي با من مأنوس باشـی، حضـرت یحیی گفت: حرارت و سـوزش سـکرات مرگ را فرامـوش نکرده ام آنوقت میخواهی من به دنیـا برگردم دوبـاره سوزش مرگ را بچشم؟ حضـرت عیسـی را ترك کرد و به قـبر خود بازگشت. توضـیح: علامه مجلسـی در مورد جمع میان اخبار وارده که اختلاف دارند، میگوید: جمع بین این روایات مشـکل اسـت مگر اینکه بعضـی از این روایات را حمل بر تقیه کنیم یا بگوئیم: خداوند متعال حضـرت یحیی علیه السلام  را پس از شـهادتش زنده کرده و بر آنهـا مبعـوث نمـوده. در علـل و العـوین در جـواب سـوال مرد شـامی امـام علی علیه السلام  فرمـود: روز چهارشـنبه، یحیی علیه السلام  به قتل رسید.

روایت دیگری در این دسته وجود ندارد