در خبر دادن به انبیا از شهادت امام حسین

نفرین و لعن حضرت موسی بر یزید ملعون

در منتخب نقل است: روزي حضـرت موسـی علیه السلام  همراه یوشع بن نوح به سویی میرفت، وقتی که به سـرزمین کربلا رسـیدند کفش آن حضـرت پاره شد و خار به پاي آن حضـرت فرو رفت و خون از پایش جاري شد، عرض کرد: پروردگارا چه کاري از من سـرزده بود، وحی آمد: اینجا محل شـهادت حسـین است و خون او اینجا به زمین ریخته میشود و خون تو در محل خون او جاري شد، گفت: پروردگارا حسـین کیست؟ جواب آمد او فرزند محمد مصـطفی صـلی الله علیه و آله و پسر علی مرتضـی علیه السلام  است، پرسید: قاتل او کیست؟ گفته شد: کسی است که ماهیان دریاها، وحوش بیابان ها و پرندگان هوا به او لعنت میفرسـتند، پس موسـی دسـت هایش را به آسـمان بلند کرد و به یزید لعن و نفرین کرد و یوشع بن نوح به دعاي او آمین گفت.

نفرین لعنت حضرت سلیمان بر یزید ملعون

در منتخب آمده: روزي حضـرت سـلیمان علیه السلام  در بساط خود نشسـته بود و توسط باد در هوا، سیر میکرد روزي بادي وزیدن گرفت در حالیکه او از سـرزمین کربلا میگذشت باد بساط او را سه دور چرخاند بطوري که بیم سـقوطش میرفت، باد ساکت شد و بساط سـلیمان در سـرزمین کربلا به زمین نشـست، حضـرت سـلیمان به باد گفت: چرا ساکن شدي؟ گفت: اینجا محل کشته شدن حسـین اسـت، گفت: حسـین کیست؟ گفت: او فرزنـد محمـد مختـار علیه السلام  و پسـر علی کرار علیه السلام  است. گفت: قاتـل او کیست؟ گفت: لعن شده اهل آسـمان ها و زمین، یزید است پس سـلیمان دسـتانش را بلند کرد و یزید را لعنت و نفرین نمود و انس و جن بر دعاي او آمین گفتند، سـپس باد بساط سـلیمان را به حرکت درآورد.

نفرین لعن حضرت عیسی بر یزید ملعون

در بحار نقل است که: حضرت عیسی در منطقه اي خشک همراه حواریون راه میرفت گذرشان به کربلا افتاد شیر درنده اي را دیدند که راه را بر آنهـا گرفته حضـرت عیسـی جلو آمـد و به شـیر گفت: چرا در این راه نشسـته اي؟ مـانع عبور مـا نشو. آن شـیر بـا زبـان فصـیح گفت نمیگذارم بروید تا یزید قاتل حسـین علیه السلام  را لعنت کنید عیسی پرسید: حسین علیه السلام  کیست؟ گفت: او نوه ي محمد پیامبر صلی الله علیه و آله و پسـر علی علیه السلام  ولی خداست. گفت: قاتل او کیست؟ گفت: قاتل او لعنت شده تمام وحوش و درندگان است خصوصا ایام عاشورا. پس حضـرت عیسـی دسـتهایش را بلند کرد و یزید را لعن و نفرین نمـود و حواریون آمین گفتند، سـپس آن شیر از راه کنار رفت و آنها به راهشان ادامه دادند.

حضرت عیسی و آهوان سرزمین کربلا

 در منتخب از طریق عامه نقل است که: حضرت عیسی گذرش به کربلا افتاد و عـده اي از آهوان را دیـد که آنجا جمع شده اند نزدیک آنها رفت در حالیکه گریه میکردنـد آنحضـرت نشـست و حواریون نیز نشسـتند آن حضرت نیز گریه کرد و حواریون نیز به گریه افتادند در حالی که نمیدانستند آن حضرت براي چه نشست و براي چه گریه میکنـد، پرسـیدند: اي روح الله براي چه گریه میکنی؟ فرمـود: نمیدانیـد این زمین کجـاست؟ گفتنـد: نه، فرمـود: اینجـا جـایی است که نوه رسول خـدا احمـد و فرزنـد بهترین و پاکترین زنان عالم شبیه مادرم را میکشـند و در اینجا دفن میشود و آنجـا از هر عطري خوشـبوتر میگردد و این گـل محـل شـهادت کودکـان رسول خـدا است و این آهوان با من صـحبت میکننـد و میگویند: آنها در این سـرزمین چرا میکنند به شوق تربت فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و تصور میکنند در این سرزمین در امنیت هسـتند سـپس به پشت آن آهو زد و آن را بوئید و عرض کرد: خداوندا این آهو را نگاه دار تا زمان پدر حسین علیه السلام  تا براي او تسـلی باشد این آهو بود تا زمان امیرالمؤمنین علیه السلام  که آن آهو را بوئید و گریه کرد و جریان او را به مردم خبر داد.

روایت کعب الاحوار از ورود امام حسین ع به بهشت

در امالی شـیخ صـدوق (ره) به سـند خود او سالم بن ابیجعـده آمـده که: شـنیدم کعب الاحبار میگفت: در کتاب ما آمده یکی از فرزندان محمد رسول خدا صـلی الله علیه و آله تا عرق مرکب اصـحابش خشک نشده وارد بهشت خواهند شد و با حورالعین معانقه خواهنـد کرد در ایـن هنگـام امـام حسـن علیه السلام  از کنـار مـا گـذشت مـا گفـتیم ایـن همـان است؟ گفت: نه، بعـد از آن حسـین علیه السلام  از ما گذشت ما گفتیم ایشان است؟ گفت آري.

روایت یکی از چهل ملعونی که سر ایشان را تا شام حمل کردند

 جعفر بن نما در »مثیر الاحزان« میگوید: نظري، از جماعتی نقل میکند و آنها از سلیمان اعمش نقل میکنند: ما در موسم حج در طواف بودیم که مردي میگفت: پروردگارا مرا ببخش که میدانم نمیبخشـی، علت این سـخن را از او پرسـیدم گفت: من یکی از چهـل نفري هسـتم که سـر حسـین علیه السلام  را از طریـق شـام به سوي یزیـد بردیم، بعـد از حرکت از کربلاـ در اولین منزلی که سکونت گزیـدیم دیري متعلق به نصـاري بود. سـر مبارك حسـین علیه السلام  بالاي نیزه بود، ما مشـغول غـذا خوردن شـدیم در این هنگام دستی را دیدم بر دیوار دیر برنگ خون نوشت: أترجوا أمۀ قتلت حسـینا شـفاعۀ جده یوم الحساب بشدت ترسـیدم بعضی از ما بلند شدند تا آن دست را بگیرند، آن دست غیب شد و آنها برگشـتند. »در مثیر الاحزان«

خبر شهادت امام حسین ع سیصد سال قبل از بعثت حضرت پیغمبر ص

در مثیر الاحزان عمر الزاهد در کتاب »الیاقوت« میگوید: عبدالرحمن بن صفار دوست ابیحمزه الصوفی میگوید: غزوه اي انجام دادیم و عده اي را اسیر گرفتیم که بین اسـراء پیرمردي از عقلاء نصاري بود ما او را احترام کردیم و خوشرفتاري نمودیم، او بما گفت: پدرم به من خبر داد در یکی از بلاد روم سـیصد سال قبل از بعثت پیامبر شـما جایی را حفر میکردند، به سـنگی برخورد کردند که این بیت روي آن نوشته شده بود:

أترجوا أمـة قتلت حسـینا – شـفاعة جـده یوم الحساب

در آن کتاب بنقل از یحیی بن یمان از پیشواي بنی سـلیم از شیوخ بنی سلیم آمده: در بلاد روم به غزوه رفته بودیم وارد یکی از کنیسه هـاي آنجا شـدیم در آن کنیسه این شـعر را نوشـته بودنـد:

أیرجو معشـر قتلت حسـینا – شـفاعة جدة یوم الحساب

پرسـیدیم: این شعر را چه وقت نوشته اند؟ گفتند سیصد سال پیش از بعثت پیامبر شما. و نیز در مسیر الاحزان عبدالرحمن بن مسلم از پدرش نقل نموده: در بلاد روم غزوه اي داشتیم در منطقه قسـطنطنیه به یکی از کلیساهاي ایشان وارد شدیم که در آن چیزي نوشـته شده بود از بعضی مردم شام که به زبان رومی آشنا بودند خواستیم برایمان بخوانند: آنگاه دیدیم این بیت را نوشته اند.

درباره آنچه قیس بن ساعده ایادي قبل از بعثت پیامبر اسـلام گفته

در عوالم از مناقب از سـعد بن ابیوقاص آمده: قیس بن ساعده ایادي قبل از بعثت پیامبر اسـلام صلی الله علیه و آله گفته است: تخلف المقدار منهم عصبۀ ثاروا بصفین و فی یوم الجمل و الزم الثار الحسین بعده و احتشدوا علی ابنه حتی قتل

روایت دیگری در این دسته وجود ندارد