جنگ نزدیکان و اهل بیت امام حسین و کیفیت شهادت ایشان

شهادت عبدالله بن مسلم اولین فرد شهید از اهل بیت ایشان

مرحوم مجلسی (قدس سره) میفرماید از محمد بن ابیطالب و دیگران نقل است که وقتی یاران امام حسـین علیه السلام  همگی به شهادت رسیدند و هیچ کس جز اهل بیت حضرت باقی نماند که آنها نیز فرزنـدان امام علی علیه السلام  فرزنـدان جعفر، فرزنـدان عقیل فرزنـدان امام حسن علیه السلام  و فرزندان خودش بودند، همگی جمع شدند برخی با برخی دیگر وداع نمودند و آماده نبرد میشدند. اولین کسی که از اهل بیت امام حسین علیه السلام  آماده رفتن به میدان نبرد شد، عبدالله بن مسلم بن عقیل بن ابیطالب بود که چنین رجز میخواند و میگفت: الیوم ألقی مسلما و هو أبی و فتیۀ بادوا علی دین النبی لیسوا بقوم عرفوا بالکـذب لکن خیـار و کرام النسب من ه اشم السادات أهل الحسب جنگیـد تا اینکه نود و دو مرد از سربازان دشـمن را در سه حمله به هلاکت رسانـد. شـیخ مفید (ره) میگوید: عمرو بن صبیح صـیداوي تیري به سوي او پرتاب کرد. عبـدالله بن مسـلم دست خـود را جلوي پیشـانی اش گرفت. تیر به دسـتش اصـابت نمود و دست او بـا تیر به پیشـانیاش دوخته شـد و عبدالله هر چه کرد نتوانست دسـتش را حرکت دهد و آزاد کند، شـخص دیگري با نیزه به او حمله کرد و نیزه را در قلب او فروکرد و او را به شـهادت رسانیـد. مرحوم مجلسـی از قول: ابوالفرج میگویـد که مـادر عبـدالله بن مسـلم، رقیه دختر علی بن ابیطـالب علیه السلام  بود.

شهادت محمد بن مسلم

پس از عبـدالله برادرش محمـد بن مسـلم بن عقیل (ره) که مادرش کنیز بود، به نبرد رفت همانگونه که در روایت حضـرت ابی جعفر محمد بن علی علیه السلام  آمده جماعتی از دشمنان را کشت. ابوجرهم اسدي و لقیط بن ایاس جهنی او را کشـتند.

شهادت جعفر بن عقیل

محمـد بن ابیطالب و دیگران آورده اند که پس از محمد بن مسـلم، جعفر بن عقیل (ره) رجز خوان به میدان رفت: أنا الغلام الأبطحی الطالبی من معشر فی ه اشم و غالب و نحن حقا سادة الذوائب هذا حسین أطیب الأطائب من عترة البر التقی الثاقب پانزده نفر از سـواران دشـمن را کشت. ابنشـهر آشوب میگویـد: گفته اند او دو نفر را کشت و بسـر بن سوط همـدانی او را از پـاي درآورد. ابوالفرج میگویـد: مـادر جعفر بن عقیـل ام انغر دخـتر عـامر العـامري بود که در میـدان نبرد عروة الله بن عبـدالله خثعمی، جعفر را به شهـادت رسانـد.

شهادت عبدالرحمان بن عقیل در معرکه کربلا

میگوینـد: پس از جعفر برادرش عبـدالرحمن بن عقیـل به معرکه نبرد شـتافت او چنین میگفت: أبی عقیل فاعرفوا مکانی من ه اشم و ه اشم اخوانی کهول صـدق سادة الاقران هـذا حسـین ش امـخ البنیان و سـید الشـیب مع الشـبان هفده نفر از سواران دشـمن را به قتل رسانیـد و او را عثمان بن خالـد جهنی به شـهادت رساند.

به شهادت رسیدن عبدالله بن عقیل و نزدیکان ایشان

ابوالفرج میگوید پس از عبدالرحمن، برادرش عبدالله بن عقیل بن ابیطالب (معروف به عبدالله اکبر) به جنگ با یزیدیان رفت، مادر او نیز کنیز بود. عبدالله بن عقیل را عثمان بن خالد بن شـیم جهنی و بشـر بن حوط قایضی به شهادت رسانیدند. سلیمان بن ابیراشد از حمید بن مسلم نقل میکند که عبدالله اکبر فرزنـد عقیل بن ابیطالب مادرش کنیز بود مدائنی گوید عثمان بن خالد جهنی و مردي از همدان او را به شـهادت رساندند و نامی از عبدالرحمن بن عقیل نبرده سـپس میگوید: مادر محمد بن ابیسـعید بن عقیل نیز کنیز بود که او را هم لقیط بن یاسـر جهنی با تیري از پاي درآورد. سـپس از محمـد بن علی بن حمزة سـخن میگوید که جعفر بن محمد بن عقیل نیز همراه با او کشـته شد و همچنین شنیده که او در روز حرة به شـهادت رسید. ابوالفرج در کتاب انساب میگوید: محمد بن عقیل فرزندي به نام جعفر داشت و نیز میگویـد محمـد بـن علی بـن حمزه از عقیـل بـن عبـدالله بن عقیـل بن محمـد بن عبـدالله بن محمـد بن عقیـل بن ابیطـالب که: بدرستیکه علی بن عقیل نیز مادرش کنیز بود و در همان روز به شـهادت رسـید.

به میدان رفتن محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابیطالب ع

سپس میگوید: بعد از او محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابیطالب به میـدان رفت در حالیکه چنین میخواند: نشـکوا الی الله من العدوان قتال قوم فی الردي عمیان قد ترکوا معالم القرآن و محکم التنزیل و التبیان و أظهروا الکفر مع الطغیان جنگ سختی با دشمن نمود ده نفر از آنها را به هلاکت رساند پس از آن عامر بن نهشل تمیمی او را از پاي درآورد.

رجز خواندن عبدالله بن جعفر

بعـد از او عون بن عبـدالله بن جعفر به میدان رفت در حالیکه چنین رجز میخواند: ان تنکرونی فأنا ابنجعفر شهید صدق فی الجنان أزهر یطیر فیها بجناح أخضر کفی بهذا شرفا فی المحشر به نبرد پرداخت تا اینکه سه سوار و هجـده سـرباز پیاده را به هلاکت رسانیـد سـپس عبدالله بن بطۀ طائی او را به شـهادت رساند. ابوالفرج بعد از ذکر جریان قتل محمـد میگویـد عون را عبـدالله قطنه تیهـانی به شـهادت رسانـد و عبیـدالله بن عبـدالله بن جعفر بن ابیطـالب در کربلا با امام حسـین علیه السلام  به شـهادت رسـید.

فرستادن احمد و قاسم به میدان کربلا

در منتخب آمده هنگامی که همه اصحاب امام حسین علیه السلام  به شهادت رسیدند نوبت به فرزندان برادرانش رسـید. ابومخنف میگوید: امام حسـین علیه السلام  وقتی دید همه یارانش به شهادت رسیدند به سمت راست و چپ خود نگاهی انـداخت و هیـچ یار و یاوري ندیـد، سـپس با صـداي بلند ندا داد: اي واي از تنهائی و بی یار و یاوري، آیا کسـی نیست ما را یاور باشـد آیا یاري نیست ما را یاري نمایـد، کسـی نیست از عـذاب خـدا بترسد و ما را یاري نماید. در این هنگام دو پسـر جوان از خیمـه بیرون آمدنـد کـه صورتشـان ماننـد مـاه میدرخشـید یکی از ایشـان احمـد و دیگري قـاسم پسـران حسن بن علی بن ابیطـالب علیه السلام  بودند میگفتند: اي سـرور و سـید ما لبیک، لبیک، ما در حضور و در خدمت تو هستیم و تسـلیم اوامر تو هستیم صلوات خدا بر تو باد، پس امام به ایشان گفت: براي عمویتان بسـیار سـخت است به شـما اذن جنگ بدهد، برخیزید و از حرم جدتان رسول االله صـلی االله علیه و آله دفاع کنیـد پس قاسم بن الحسن علیه السلام  از جا برخاست و به میـدان رفت.

شهادت حضرت قاسم و احمد پسران امام حسن ع

در منتخب آمده هنگامی که همه اصحاب امام حسین علیه السلام  به شهادت رسیدند نوبت به فرزندان برادرانش رسـید. ابومخنف میگوید: امام حسـین علیه السلام  وقتی دید همه یارانش به شهادت رسیدند به سمت راست و چپ خود نگاهی انـداخت و هیـچ یار و یاوري ندیـد، سـپس با صـداي بلند ندا داد: اي واي از تنهائی و بی یار و یاوري، آیا کسـی نیست ما را یاور باشـد آیا یاري نیست ما را یاري نمایـد، کسـی نیست از عـذاب خـدا بترسد و ما را یاري نماید. در این هنگام دو پسـر جوان از خیمـه بیرون آمدنـد کـه صورتشـان ماننـد مـاه میدرخشـید یکی از ایشـان احمـد و دیگري قـاسم پسـران حسن بن علی بن ابیطـالب علیه السلام  بودند میگفتند: اي سـرور و سـید ما لبیک، لبیک، ما در حضور و در خدمت تو هستیم و تسـلیم اوامر تو هستیم صلوات خدا بر تو باد، پس امام به ایشان گفت: براي عمویتان بسـیار سـخت است به شـما اذن جنگ بدهد، برخیزید و از حرم جدتان رسول الله صـلی الله علیه و آله دفاع کنیـد پس قاسم بن الحسن علیه السلام  از جا برخاست و به میـدان رفت.

شهادت برادر قاسم بن حسن ع

پس از قاسم بن الحسن علیه السلام  برادرش ابوبکر بن حسن علیه السلام  که مادرش کنیز بود به نبرد رفت پس جماعت زیادي از دشـمن را به قتل رسانـد تا اینکه عبـداالله بن عقبه غنوي او را به شـهادت رساند. ابومخنف میگوید کـه بعـد از قـاسم برادرش احمـد بن حسن علیه السلام  به میـدان رفت در حـالیکه شـانزده سـال سن داشت و بر دشـمنان حمله برد و بازگشت تا اینکه از دشـمن هشـتاد سوار را به هلاکت رساند و بعد به سوي عمویش حسـین علیه السلام  بازگشت و از شدت تشنگی چشـمانش گود افتاده بود و ناله میکرد و میگفت: اي عموجان آیا جرعه آبی هست تا بنوشم و قـدرت یافته با نیروي تازه به مقابله دشـمنان خداي متعال بروم. حضـرت به او فرمود: اندکی صبر کن تا جدت رسول االله صـلی االله علیه و آله را ملاقات نمایی و او خود تو را سـیراب میکنـد از آبی که هرگز بعـد از آن تشـنه نخواهی شد. احمد بن حسن علیه السلام  دوباره به سوي دشـمنان شـتافت و برایشان حمله برد و اینگونه رجز میخوانـد: أصبر قلیلا فالمنی بعد العطش فان روحی فی الجهاد تنکمش لا أرهب الموت اذا الموت وحش و لم أکن عنـد اللقـاء ذارعش آنگاه بر دشـمنان حمله کرد و چنین شـعر میخوانـد: الیکم من بنی المختار ضـربا یشـیب لوقعه رأس الرضیع یبید معاشر الکفار جمعا بکل مهند عضب قطیع. بر اثر حملاتش شصت نفر از یزدیان را به خاك افکند تا به شـهادت رسـید. در بعضـی روایات آمده هانی بن شبیب حضـرمی او را به شهادت رساند (خداوند رویش را سیاه و لعنتش نماید) أکل یوم لال المصـطفی قمر یهوي بوقع العوالی و المباتیر و کل یوم لهم بیضاء صافیۀ یشوبها الدهر من زمق و تکدیر مغوار قوم یروع الموت من یـده أمسـی و أصـبح نهبـا للمغـاویر

روایت دیگری در این دسته وجود ندارد