مصیبت عظمای شهادت حضرت

گریوان چاک زدن سکینه خاتون و دیدن مرگ پدرشان

در خبر ابی مخنف آمـده اسب به سوي خیمه ها رفت. هنگامی که زینب دختر علی علیه السلام  صـداي شـیهه را شـنید به نزد سکینه رفت. به او گفت: پدرت با آب آمده. سکینه با شنیدن نام پدر خوشحال از خیمه بیرون آمد ولی دید که اسب عریان و بدون سوار آمده فریاد زد: واقتیلا واي پدرم، واحسـینا واغربتا، اي واي از سـفر طولانی و گرفتاري بسـیار، این حسین است که بروي خاك عریـان افتاده و عمامه و ردایش ربوده شـده، انگشتر و نعلین و کفش او دزدیـده شـده، اي من به فـداي کسـی که سـرش در جایی و جسـمش در جایی دیگر است، من به فـداي کسـی که سـرش به سوي شام هدیه فرسـتاده میشود. اي من به فداي کسـی که در بین دشـمنان حرمتش هتک شده، من به فداي کسـی که لشـگرش در روز دوشـنبه قتل عام شد، سپس گریه بسیار بلند و شدیدي نمود و چنین گفت: مات الفخار مات الجود و الکرم و الا غبرت الأرض و الآفاق و الحرم و أغلق الله أبواب السـماء فلا ترقی لهم دعوة تجلی بهـا الهمم یـا أخت قومی انظري هـذا الجواد أتی ینبئـک أن ابن خیر الخلق محترم مات الحسـین فیا لهفی لمصـرعه و صار یعلو ضـیاء الأمامـۀ الظلم یـا موت هـل من فـدي یا موت هل عوض الله ربی من الفجار ینتقم هنگامی که اهل حرم شـعر او را شـنیدند از خیمه ها بیرون آمدنـد و به اسب امام نظاره کردنـد و دیدنـد که بـدون سوار و بیراکب آمـده به صورتهایشان لطمه و صـدمه زدنـد و گریبان هایشان را چاك کردند و فریاد میزدند: وامحمدا واعلیا واحسـنا واحسـینا، امروز محمد مصـطفی صـلی الله علیه و آله مرد، امروز علی مرتضی علیه السلام  مرد، امروز فاطمه زهرا علیهاالسلام مرد سپس ام کلثوم  به سوي خواهرش زینب علیهاالسلام آمد و اشعاري را بر زبان راند که در جاي خود خواهد آمد.

دو روایت از اسب نجیب ایشان

عبداالله بن قیس میگوید: اسب امام علیه السلام  را دیدم از خیمه به سوي فرات آمـد خود را در آب انـداخت. میگوینـد آن اسب نزد حضـرت صـاحب الزمان (عـج) است. در بحار از صاحب مناقب و محمـد بن ابیطالب نقل است که گفتند: اسب امام حسـین علیه السلام  آمد و از بین دشمنان گذر کرد، نتوانستند آن را بگیرند پیشانی خود را به خون حضـرت آغشـته نمود و به سوي خیمه زنـان آمـد و آنقـدر شـیهه کشـید و سـرش را نزد خیمه ها به زمین کوبیـد که جان داد.

روایت امام زمان عجل الله از واقعه خبر شدن اهل بیت از شهادت امام حسین ع

مولایمان حضـرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) در زیارت ناحیه مقدسه که از ایشان روایت شده میفرماید: هنگامی که زنان دیدنـد اسـبت محنت دیده و زینش واژگون شده، از خیمه ها بیرون آمدند و گیسوان پریشان کردند و بر صورت هاي خویش لطمه زدند و روي گشاده کردند و به گریه و زاري ناله و نوحه پرداختند و بعد از عزت خوار شدند و به سوي مقتل تو روان گردیدنـد.

نازل شدن چهار ملائکه بزرگ و آرزوی ایشان

شـیخ عماد الدین ابوجعفر محمد بن علی بن محمد طوسی مشهدي در کتاب الثاقب فی المناقب از قسمت هشتاد و شش کتاب بستان نوشته محمد بن احمد بن علی بن حسین بن شاذان از قول محمد بن سـنان نقل کرده: از امام علی بن موسـی الرضا علیه السلام  سؤال کردم آیا حسین بن علی علیه السلام  تشنه به شـهادت رسـید؟ حضـرت فرمود: عجب! از کجـا چنین حرفی میزنی خداونـد تعـالی چهار نفر از ملائکه بزرگ خویش را نزد او فرسـتاد و به امـام حسـین علیه السلام  گفتنـد: خـدا و رسـولش به تو سـلام میرساننـد و میگوینـد: اختیـار کن، هر چه میخواهی از حاجات دنیوي بخواه که براي تو میسـر و برآورده میشود و دشمنان تو را از سر راه تو برمیداریم یا میخواهی به نزد ما بیایی؟ امام حسـین علیه السلام  فرمود: سـلام بر رسول خدا علیه السلام ، میخواهم به سوي او بروم. پس به امام حسـین علیه السلام  جرعه اي  آب دادند و او آن را نوشـید، آن ملائکه به امام حسـین علیه السلام  گفتند: بدانکه بعد از نوشیدن این آب دیگر هرگز تشنه نخواهی شد.

نازل شدن فرشته و نهر آبی بر امام علیه السلام

در مناقب نیز از امام رضا علیه السلام  روایت شـده: فرشـته اي به سوي امام علیه السلام  نازل شد اصـحاب امام از تشـنگی به او شـکوه نموده بودند آن فرشـته گفت خداوند به تو سلام میرساند و میگوید: آیا حاجتی داري؟ امام حسین علیه السلام  فرمود: اوست سلام و از اوست سـلام، خداوند خود بهتر میداند که اصـحاب من از عطش و تشنگی به من شکوه کرده اند خداوند متعال به آن فرشـته وحی فرمود به حسـین علیه السلام  بگو: براي اصـحابت بـا انگشت خطی روي زمین در پشت خیمه بکش. امـام حسـین علیه السلام  با انگشت سـبابه اش خطی روي زمین کشـید پس نهري از شـیر سفیدتر و از عسل شیرینتر جاري شد امام از آن نوشید و اصحابش نیز نوشیدند پس آن فرشته گفت: اي پسر رسول االله صلی االله علیه و آله آیا به من اجازه میدهید که از آن بنوشم. این نهر فقط براي شماست و آن شرابی مختص و مهر زده است که مهر آن مشک است امام حسین علیه السلام  فرمود: اگر دوستداري بنوشی پس بنـوش.

آب نوشیدن حضرت قاسم از انگشتر عمویشان

همـانطور که قبلاـ گـذشت قـاسم بن الحسن پس از جنـگ بـا یاغیـان وقـتی به سـوي عمـویش امـام حسـین علیه السلام بازگشت، گفت: عموجان، العطش، جرعه اي  آب به من بده. امام حسین علیه السلام  او را آرام و سفارش به صبر نمود و انگشترش را به او داد و فرمـود: این را در دهـانت بگـذار و آن را بمـک، قـاسم گفت: چـون انگشـتر عمویم را در دهـان گذاشـتم گویی که آن انگشتر مانند چشـمه اي آب شد، من مکیدم و سـیراب شدم و به میدان بازگشـتم.

آب آشامیدن اصحاب از دستان امام حسین ع

شـیخ یوسف بن احمد بن ابراهیم بحرانی در کتاب المسافر و جلیس الحاضر که آن را کشکول نیز گفته اند آورده است ابوجعفر محمد بن جریر طبري به اسنادش از مفضل بن عمر نقل کرده: امام صادق علیه السلام  فرمود: هنگامی که آب را بر امام حسـین علیه السلام  و اصحابش بستند، امام در بین یاران خود ندا داد: هر که تشـنه است بیایـد یـک به یـک اصـحابش به سوي او میآمدنـد و حضـرت انگشت ابه امش را در کف دست یکی از ایشـان میگـذاشت آنها مینوشـیدند و یکی پس از دیگري میآمدند تا آنکه همگی سـیراب شدند. بعضـی از اصـحاب حضـرت به برخی دیگر گفتند: بخدا قسم امام علیه السلام  شرابی به ما نوشانید که تاکنون در دنیا اینچنین شربتی ننوشیده بودیم. این خبر قبلا در معجزات آن حضـرت آمد.

روایتی دیگر که مشمول از آب بهشتی آشامیدن اهل بیت است

در همان منبع از ابن شهر آشوب نقل است که گفت هنگامی که آب را بر امام حسین علیه السلام  بسـتند یک تیر گرفت و بالاي خیمه زنان به تعداد نه قدم شـمرد و مکانی را حفر نمود، چشـمه اي از آب گوارا جوشـید و همگی از آن آب نوشـیدند و مشـک هاي خود را پر کردند. سـپس شیخ میگوید: شیخ ما عبدالله بن صالح والی (قدس سره) میفرماید نقل این خبر مخالف قول مشـهور است که امام علیه السلام  و اصحابش تشنه به شهادت رسیدند و از آب فرات ننوشیدند، حاصل کلام اینکه جمع بین اقوال مذکور با ایراد منقول این است که آن حضـرت و اصـحابش قبل از شهادت از آبی بهشتی نوشیده اند و از آب دنیوي منع شدند.

روایت دیگری در این دسته وجود ندارد