حضرت ابرایم

تهنيت جبرئيل ولادت حسين عليه السلام را و شفاعت ايشان دردائيل را

در اکمال الدین شـیخ صدوق (ره) به اسـنادش از مجاهد نقل است که ابن عباس گفت: شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: براي خداونـد ملکی است که او را دردائیل میگوینـد که شانزده هزار بال دارد و بین هر بال او فاصـله زیادي است مانند فاصـله بین آسـمان و زمین، روزي دردائیـل با خود گفت: آیا چیزي برتر از پروردگار جل جلاله وجود دارد؟ خداونـد تبارك و تعالی دانسـت که او با خود چه گفت پس به خاطر این سخن خداوند بالهایی مثل آنچه داشت به او داد، بالهاي او به سی و دو هزار رسید، خداوند عزوجل وحی کرد: پرواز کن. او مقدار پانصد سال پرواز نمود سـر او حتی به یکی از سـتونهاي عرش الهی نرسـید وقتی که خداوند عزوجل دانست که دردائیل خسته شده وحی کرد به او اي ملک به مکان سابق خود بازگرد من برتر از هر برتري هستم و چیزي برتر از من نیست و برتر از قـدر و شأن من وجود نـدارد. سـپس خداوند تعالی بالها و مقام او را از او گرفت و از صـفوف ملائکه بیرونش نمود. تـا وقتی که حسـین بن علی علیه السـلام در اول شب پنجشـنبه به دنیا آمـد خداونـد تعالی به مالک خازن جهنم وحی کرد: که آتش جهنم را بر اهل آن به خاطر عظمت مولود امشب خاموش کند (چون این مولود براي محمد صـلی الله علیه و آله بـه دنیـا آمـده) و نیز وحی نمـود: به رضـوان خـازن بهشت که بهشت را زینت بـده و معطر گردان به خـاطر مولـودي که امشب براي محمد صـلی الله علیه و آله در دنیا متولد شده است. آنگاه خداوند به حور العین وحی نمود که خود را زینت داده به دیدار همدیگر بروید بخاطر مولودي که امشب براي محمد در دار دنیا متولد شده است و به ملائکه دستور داد در صفوف خویش ایستاده و تسبیح، تمجیـد و تکبیر بگوئید به عظمت مولود امشب. آنگاه خداوند به جبرئیل دسـتور داد با هزار گروه از ملائکه، که هر گروه هزار هزار ملک سوار بر اسـبهاي سـیاه و سـفید مزین و یراق شـده با شمشـیرهایی که با مروارید و یاقوت تزئین شده اند و همراه ایشان ملائکه اي بنام روحانیون که در دسـتانشان طبقهایی از نور است، به سوي پیامبرم محمـد صـلی الله علیه و آله فرود بیا و تهنیت بگو او را به خاطر مولودش حسـین علیه السـلام. اي جبرئیل به محمـد بگو که اسم این فرزنـدت را حسـین نهادم به او تبریک بگو و احترام بگذار. به او بگو که اي محمـد بـدترین مردم از امت تو و بـدترین موجودات حسـین تو را خواهند کشت پس واي بر قاتل او. واي بر دنباله رو و یاري کننده قاتل حسین علیه السلام و واي بر سر دسته قاتلین حسین علیه السلام. من از قاتلین حسین علیه السلام بیزارم و آنها نیز از من بیزار هسـتند بدرستیکه روز قیامت هیچ کس از قاتل حسـین علیه السـلام گناهکارتر و مجرمتر نیست. قاتل حسین علیه السلام به همراه کسـانی کـه فکر کردنــد بجز الله خـداي دیگري نیز هسـت داخـل در آتش میشونـد و آتش جهنـم آرزومنـد دیـدار قاتـل حســین علیه السـلام است بیش از کسـی که به خاطر اطاعت از خدا مشتاق به بهشت است. در همان حالی که جبرئیل از آسمان فرود میآمد تا پیام خداونـد را برسانـد از نزدیـک دردائیـل گـذشت. دردائیـل به او گفت: اي جبرئیـل امشب چه شـبی است که در آسـمان غوغاست مگر قیامت اهل دنیا بر پا شده؟ جبرئیل گفت: نه فرزندي براي محمد صـلی الله علیه و آله در دنیا متولد شده است که خداونـد متعـال مرا فرسـتاده است به سوي پیامبر تا به او ولادت فرزنـدش را تهنیت گویم. آن ملک گفت: اي جبرئیل به حق آن کسـی که مرا و تـو را خلق کرده اگر به نزد محمـد صـلی الله علیه و آله رسـیدي سـلام مرا برسـان و به او بگو که به حق مولودش از خداوند عزوجل بخواه که از من راضی شود و پر و بال و مقام من را در صفوف ملائکه به من بازگرداند. جبرئیل نزد پیامبر صلی الله علیه و آله فرود آمد و به او تهنیت گفت و سـلام خداوند را همانطوري که امر نموده بود به او رسانید و او را تسلیت نیز داد پیامبر به جبرئیـل گفت: آیـا امت من حسـین علیه السـلام را میکشـند؟ عرض کرد: بله یا رسول الله. پیامبر صـلی الله علیه و آله فرمود: این چه کاري است، بر امت من چه شـده که میخواهنـد چنین کاري نمایند، من از قاتلین حسـین بیزارم و خداوند عزوجل نیز از ایشان بیزار اسـت. جبرئیـل نیز گفـت: من هم از قـاتلین حسـین علیه السـلام بیزارم یـا محمـد. پیـامبر صـلی الله علیه و آله نزد دخترش فاطمه علیهاالسلام رفت و به او تهنیت گفت و او را تسلی داد. آنگاه حضرت فاطمه علیها السلام گریست و فرمود: اي کاش من این کودك را نمیزائیـدم، قاتـل حسـین علیه السـلام در آتش جهنم است، آنگاه پیامبر صـلی الله علیه و آله فرمود: و منهم به این شهـادت میـدهم اي فـاطمه ولکن حسـین علیه السـلام کشـته نمیشـود تـا اینکه از او امـامی بیایـد که از آن امـام، ائمه هدایتگر بعد از آن امام خواهند آمد. و ائمه هدایت کننده بعد از من عبارتند از، علی علیه السـلام، هدایت شده حسن علیه السلام و یاري کننده حسـین علیه السـلام، یاري شده علی بن الحسین علیه السلام، شفاعت کننده محمد بن علی علیه السلام، بسیار سود رساننده جعفر بن محمد الصادق علیه السـلام، امین موسـی بن جعفر الکاظم علیه السـلام و راضی علی بن موسـی الرضا علیه السلام، فعال محمد بن علی الجواد علیه السـلام، و مؤمن علی بن محمد النقی علیه السـلام، بسـیار داننده حسن بن علی العسکري علیه السلام و آنکه نماز میخوانـد پشت سـر او عیسـی بن مریم، که نام او قائم آل محمـد (عـج) است پس فاطمه علیهاالسـلام از گریسـتن دسـت برداشت. سـپس جبرئیل براي پیامبر جریان آن ملک و عذابی که میدید را تعریف کرد. ابن عباس گفت: پیامبر حسـین علیه السـلام را گرفت در حالی که در پارچه اي پشـمی پیچیده شده بود به سوي آسـمان بلند کرد و گفت: خداوندا به حق این مولود بر تو نه، بلکه به حق تو بر این مولود و جدش محمد صـلی الله علیه و آله و ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب علیهم السلام اگر قدر و شأنی براي حسین علیه السلام فرزند علی و فاطمه علیهماالسلام نزد تو میباشد، راضی و خشنود شو از دردائیل و بالها و مقامش در صـفوف ملائکه را به او بازگردان. پس خداوند دعاي پیامبر را اجابت فرمود و از آن ملک درگذشت و آن ملک در بهشت مشـهور است به اینکه غلام حسـین علیه السـلام فرزند علی علیه السـلام و فاطمه علیهاالسلام دختر رسول الله صلی الله علیه و آله است.

گم شدن حسنین علیهما السلام

در منتخب همچنین از عبـدالله بن عبـاس نقـل است که گفت: مـا نزد رسـول الله صـلی الله علیه و آله بـودیم که در این هنگـام فـاطمه زهرا علیهاالسـلام آمـد و شـروع به گریه نمود پس رسول خـدا به او فرمود: براي چه گریه میکنی اي فاطمه؟ عرضه داشت: اي پـدر حسن و حسـین امروز گم شده اند براي یافتن آنها به خانه شـما رفتم ولی آنها را نیافتم و نمیدانم که کجا هسـتند و علی از پنج روز پیش براي آبیاري باغ به خارج از شـهر رفته در این هنگام رسول الله صلی الله علیه و آله به ابوبکر که در محضـر ایشان بود فرمود: اي ابابکر نور دیدگان مرا (فرزندان مرا) پیدا کن سپس فرمود: اي عمر و اي سـلمان و اي ابـاذر و اي فلاـن و اي فلان برخیزیـد و نور دیـدگان مرا پیـدا کنیـد. ابن عباس میگویـد: پس ما حساب کردیم و دیدیم که رسول خدا هفتاد مرد را به جسـتجوي حسن و حسین فرستاده است پس از ساعتی همه بازگشتند و هیچکدام آن دو را نیافتند پس رسول خدا بسیار غمگین شد به خاطر گم شدن دو فرزندش آنگاه بر در مسجد ایستاد و گفت: خداوندا به حق دوست و حبیبت ابراهیم علیه السـلام و به حق برگزیده ات آدم علیه السلام اگر نور دیدگان من و میوه هاي دل من در خشکی و یا دریا هستند پس ایشان را از هر سوء و شري حفظ کن و سلامتشان دار یا ارحم الراحمین. ابن عباس گفت: در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: یا رسول الله محزون و غمگین مباش بدرستیکه حسنین بزرگواران دنیا و آخرت هستند. به تحقیق که خداوند فرشته اي براي حفظ آنها گمارده چه خواب باشـند و چه نشسته یا ایستاده باشند بدانکه دو پسرت در باغ بنی النجار خوابیده اند. پیامبر خوشحال شد و به سوي آنها رفت در حالیکه جبرئیل در سـمت راست آنحضـرت و میکائیل در سـمت چپ آنحضرت راه افتادند و مسلمانان دور ایشـان بودنـد تـا اینکه همگی به باغ بنی النجار وارد شدنـد و در آنجا فرشـته اي محافظ ایشان بود یک بال خود را زیر حسـنین و بال دیگر خود را بالاي سـر ایشـان گرفته بود و بر روي هر کـدام از ایشـان رو انـدازي از پشم بود که تـا روي صورت و لباسـهایشان را پوشانـده بود و حسن و حسـین در آغوش همـدیگر به خواب رفته بودنـد. رسول خدا صـلی الله علیه و آله به سرعت ایشـان را در آغوش گرفت و بر روي زانوي خود قرار داد و همواره میبوسـید و ایشـان را زمین نگـذاشت تـا اینکه از خواب بیـدار شدنـد. رسول الله صـلی الله علیه و آله حسـین علیه السـلام را در آغوش گرفت و حمل کرد و جبرئیل حسن را آنگاه رسول الله صلی الله علیه و آله از باغ بنی النجار خارج شـد در حالیکه گفت: اي گروه مردم بدانید بدرستیکه هر کس با این دو فرزندم دشـمنی و کینه ورزي نمایـد جایگـاهش در جهنم است و هر کس این دو رادوست بـدارد جایگاهش در بهشت است و هر کس بر ایشان کرامتی نمایـد جزا و پاداش او با خـداي متعال است. نام این دو نور دیده ام در تورات شبر و شبیر است.