حضرت محمد

روایت برة از ولادت حسین علیه السلام

در بحـار به نقـل از مناقب از برة دختر امیه خزاعی نقل است که گفت: وقـتی حضـرت فـاطمه علیهاالسـلام بـه امـام حسـن علیه السـلام حـامله بـود پیـامبر اکرم صـلی الله علیـه و آله در بعضـی دیدارهایش به حضرت زهرا فرمود: زود است که بدنیا بیاوري پسري را که تهنیت بگوید مرا بواسطه او جبرئیل علیه السلام پس او را
شیر مده تا اینکه من نزد تو بیایم. برة گفت: خدمت حضـرت فاطمه علیهاالسلام رسیدم وقتی حسن به دنیا آمد سومین روزي بود که حضـرت زهرا به او شـیر نمیداد پس به ایشان گفتم: او را به من بدهیـد تا شـیر دهم فرمودند: هرگز، محبت مادري او را گرفت پس کـودك را شـیر داد. هنگـامی که پیـامبر آمـد به او فرمـود چه کردي؟ گفت: محبت مـادري بر من چیره شـده کودك را شـیر دادم. حضـرت رسـول فرمود: خداونـد عزوجـل ابـا دارد جز آنچه اراده نموده. پس هنگـامی که حضـرت زهرا به امـام حسـین بـاردار شـد حضـرت رسول به فاطمه فرمود: اي فاطمه بزودي پسـري بدنیا میآوري که جبرئیل به خاطر او به من تهنیت میگوید. او را شـیر مده تا به سوي تو بیایم هر چنـد یک ماه بگـذرد. حضـرت زهرا گفت: هر چه شـما بگوئید انجام میدهم، آنگاه رسول خدا براي بعضـی امور خارج شد که در همان ایام حضـرت فاطمه حسین را به دنیا آورد پس او را شیر نداد تا اینکه رسول الله صلی الله علیه و آله آمد پس به فاطمه فرمود: چه کردي؟ ایشان گفتنـد: او را شـیر ندادم. پس رسول خدا حسـین را گرفت و زبانش را در دهان او قرار داد و او نیز زبان رسول الله صـلی الله علیه و آله را میمکیـد تا اینکه حضـرت فرمود: مرحبا به حسـین، مرحبا به حسـین، سـپس پیامبر فرمود: خداونـد ابی میفرماید جز آنچه اراده نمود و آنچه خدا میخواهد این است که امامت را در تو اي حسـین و فرزندان تو قرار دهـد.

دلیل اینکه امامت در اولاد امام حسین علیه السلام قرار گرفت

در علل الشرایع به اسنادش که به عبدالرحمن مثنی هاشمی میرساند گفت: به امام جعفر صادق علیه السلام گفتم فدایت شوم از کجا براي اولاد امام حسین فضل و برتري بر فرزندان امام حسن آمد در حالیکه هر دو اولاد یک شرع هستند؟ فرمود: آنچه شما میگوئید درست نیست و تأییـد نمیکنم. جبرئیل بر حضـرت محمد صـلی الله علیه و آله قبل از ولادت حسـین نازل شد گفت: پسـري براي تو متولـد میشود که امت تو بعد از تو او را میکشـند رسول خدا گفت: اي جبرئیل به چنین فرزندي نیاز ندارم جبرئیل سه بار این سخن را به رسول الله صلی الله علیه و آله گفت: رسول خدا علی علیه السلام را خواند و به او گفت: جبرئیل به من خبر داد از اینکه خداوند عزوجل به تو فرزنـدي خواهـد داد که امت تو بعد از تو او را خواهند کشت. امام علی علیه السـلام عرض کرد: به چنین فرزندي نیاز ندارم یا رسول الله.

رسول خدا صـلی الله علیه و آله علی علیه السـلام را سه بار مخاطب قرار داد سـپس جبرئیل به رسول خدا صـلی الله علیه و آله گفت: بزودي در علی و پسـرش امامت و وراثت و خزانه علم قرار میگیرد آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله کسی را بدنبال حضـرت زهرا علیهاالسـلام فرسـتاد و گفت خداوند تو را بشارت میدهد به پسـري که امت من بعد از من او را میکشد پس حضرت زهرا عرض کرد: من به چنین فرزنـدي نیاز نـدارم اي پدر، پس رسول خدا سه بار او را مخاطب قرار داد آنگاه به سوي او پیغام فرسـتاد که خداوند در این فرزندت امامت و وارثت و خزانه علم قرار میدهد پس حضرت زهرا علیهاالسلام به فرستاده گفت: به رضاي خداوند عزوجل راضـی شدم پس حضـرت زهرا علیهاالسلام به امام حسین علیه السلام باردار شد و حمل او شش ماه بود. او را به دنیا آورد و هیچ کودك شش ماهه اي زنده نماند بجز حسـین بن علی علیه السـلام و عیسی بن مریم علیه السلام پس ام سلمه کارهاي امام حسین را انجـام میداد و کفـالت میکرد و رسـول الله صــلی الله علیـه و آلـه هر روز میآمـد و زبـانش را در دهـان امـام حســین علیه الســلام میگذاشت و او میمکید تا سـیر میشد پس خداوند عزوجل خلق فرمود: گوشت امام حسین را از گوشت رسول الله و او شـیري از حضـرت زهرا علیهاالسـلام و غیر نخورد. تـا اینکه خداونـد متعال نازل فرمود « و حمله و فصاله ثلاثون شـهرا حتی اذا بلغ أشـده» و پس از آن نـازل فرمود: «قـال رب أوزعنی أن أشـکر نعمتـک التی أنعمت علی و علی والـدي و أن أعمـل صالحـا ترضاه و أصـلح لی فی ذریتی» پس اگر گفته بود خدایا ذریه من را صالح قرار بده همه ي اولاد آن حضـرت امام میشدند لکن این تخصیص خورده.

روایت صفیه از ولادت حسین علیه السلام

در امالی شـیخ صدوق (ره) به اسـنادش که به صـفیه دختر عبدالمطلب میرسد آمده که گفت: وقتی امام حسـین علیه السلام بدنیا آمد من نزد حضـرت زهرا علیهاالسـلام بودم پس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود اي عمه پسرم را نزد من بیاور گفتم: یا رسول الله ما او را هنوز شسـتشو نـداده ایم پیامبر فرمود: اي عمه تو میخواهی او را نظافت کنی؟ همانا خداونـد تبارك و تعالی او را پاك و طـاهر فرموده است و چه زیبا سـروده:

مطهرون نقیات ثیابهم تجري الصـلاة علیهم أینما ذکروا

من لم یکن علویا حین تنسـبه فماله من قـدیم الـدهر مفتخر

فاالله لما یري خلقا و أتقنه صـفاکم و اصـطفاکم أیها الغرو

فأنتم الملأ الأعلی و عنـدکم علم الکتاب و ما جاءت به السور

خبر رسول خدا (ص) از شهادت حسین علیه السلام

در امالی به اسـنادي که قبلا ذکر شده آمده که صـفیه دختر عبدالمطلب گفت: هنگامی که امام حسـین علیه السلام به دنیا آمد او را به پیـامبر صـلی الله علیه و آله دادم حضـرت زبـان در دهان او قرار داد امام حسـین علیه السـلام از این کار خوشـش آمـد و زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله را میمکید صفیه میگوید رسول الله صلی الله علیه و آله به امام حسین علیه السلام از این طریق شیر و عسل میداد پس بین دو چشـمان امام حسـین را بوسـید و آنگاه او را به من داد در حالیکه گریه میکرد سه بار فرمود: لعنت خـدا بر مردمی که تو را میکشـند پرسـیدم پـدر و مادرم فـدایت، چه کسـانی او را میکشـند؟ فرمـود: گروه یـاغی و طغیـانگر بنی امیه (لعنهم الله)

تعبیر خواب ام ایمن و ولادت حسین علیه السلام

در امالی به اسنادش از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که فرمود: همسایگان ام ایمن به نزد رسول الله صـلی الله علیه و آله آمدنـد و گفتنـد: یـا رسـول الله ام ایمن خـواب راحت نـدارد و همواره گریه مینمایـد و هرگز گریه اش قطع نمیشود و تا صبح این حال را دارد پس رسول خدا کسی را نزد ام ایمن فرستاد آمد حضرت فرمودند: اي ام ایمن خداوند چشمان تو را گریان نکند همسایگان تو نزد من آمده و خبر داده اند که یک لحظه از گریه ات دست برنمیداري و شـبها تا صـبح گریه میکنی خداونـد چشـمان تو را گریان نگرداند براي چه گریه میکنی؟ عرض کرد: یا رسول الله خواب بسـیار ناراحت کننده اي دیده ام براي همین گریه ي من صـبح تا شب و شب تا صبح لحظه اي قطع نمیشود. حضرت فرمود: خوابت را براي من تعریف کن، ام ایمن گفت: خـدا و رسول او عالمتر هسـتند آنگاه گفت: تعریف آن براي من دشوار است رسول خدا صـلی الله علیه و آله به او گفت: خوابی که تو دیـدي آنطور که تو تعبیر مینمایی نیست آن را تعریف کن، ام ایمن گفت: خواب دیدم که گویی بعضـی از اعضاء بدن شـما در خانه من میافتـد، پس رسول خـدا صـلی الله علیه و آله به او گفت: این خواب مبارك است اي ام ایمن، بـدرستیکه فاطمه فرزندي به نام حسـین بدنیا خواهد آورد و مواظبت و تربیت او به عهده تو میباشد اینگونه است که بعضی از اعضا من در خانه تو میآید.

وقتی حضـرت فاطمه علیهاالسـلام، حسـین علیه السـلام را بدنیا آورد روز هفتم رسول خدا صـلی الله علیه و آله امر فرمود که سـر حسـین را بتراشـند و به وزن موهایش نقره صدقه بدهند و گوسـفندي را براي او عقیقه کنند. سپس أم ایمن او را آورد حضرت فرمود: آفرین و مرحبا به حمل کننده و حمل شونده، اي ام ایمن این تأویل و تعبیر خواب توست. در عوالم از مناقب ابن شـهر آشوب به اسـنادش نقل است که: حضرت زهرا علیهاالسلام وقتی امام حسین را بدنیا آورد، بیمار شد و شیرش خشک شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله دایه شـیر دهی را طلب کرد ولی کسـی را پیـدا نکرد، پس رسـول خـدا صـلی الله علیه و آله انگشت خـود را در دهـان او میگـذارد و او میمکید. این کار را چهل روز انجام داد و خداوند سـبحان گوشت حسـین را از گوشت رسول خدا صـلی االله علیه و آله رویانیـد: و چه زیبا گفته شاعر:

الله مرتضع لم یرتضع ابـدا من ثدي أنثی و من طه مراضـعه

یعطیه ابهامه آنا و آونۀ لسانه فاسـتوت منه طبـائعه

سـر به خصه بـاریه اذ جمعت و أو دعت فیه عن أمر و دائعه

غرس سـقاه رسول االله من یـده و طاب من بعـد طیب الأصـل فارعه

در تغذیه حسین علیه السلام از رسول خدا (ص)

کافی از حضـرت اباالحسن امام رضا علیه السلام نقل نموده: امام حسین علیه السلام را به نزد رسول خـدا صـلی الله علیه و آله آوردنـد زبانش را در دهان فرزنـدش گذاشت و او نیز میمکید و از این طریق براي چند روز سیر میشـد و او از هیـچ زنی شـیر نخورد.

در غذا دادن حضرت پیغمبر (ص) به حسنین علیهم السلام

و نیز از کـافی نقل است که بـدرستیکه فاطمه علیهاالسـلام با امام حسن علیه السـلام و امام حسـین علیه السـلام نزد رسول الله آمـد و گفت: یا رسول الله به این دو پسـر عسل بده یعنی از وجود خود به این دو غذا بده.

شباهت حسنین به رسول خدا (ص)

و در روایـتی آمـده کـه حضـرت زهرا خدمت حضرت پیغمبر (ص) عرض کرد: این دو پسـران شـما هسـتند پس چیزي را براي ایشـان ارث بگذارید. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هیبت و بزرگواري من به حسن و جرأت و بخشش من به حسین ارث میرسد. و در روایت دیگر در ادامه همین روایت آمده که حضـرت زهرا علیهاالسلام پس از سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: یا رسول الله راضـی شدم. امام حسن بردبار بود و امام حسـین شریف و بخشنده بود و بدرستیکه امام حسین به رسول الله صلی الله علیه و آله از سینه تا سر و امام حسن به رسول الله صلی الله علیه و آله از سینه تا پاها شبیه بود.

نام گذاری حسنين عليهما السلام به شبر و شبير

شـیخ صدوق (ره) در کتاب امالی به اسنادش که به زید بن علی میرسـد از پـدرش علی بن حسـین علیه السـلام نقل میکنـد فرمود: وقتی حضـرت فاطمه علیهاالسـلام امام حسن علیه السـلام را بـدنیا آورد، به امـام علی علیه السـلام گفت: او را نامگـذاري نما، پس امام فرمود: من در نامگـذاري او به رسول خـدا صـلی الله علیه و آله سبقت نمیگیرم. پس امام حسن را در لباس زرد پوشاندند و نزد رسول خدا صـلی الله علیه و آله آوردند حضرت فرمود: آیا شـما را نهی نکردم او را در پارچه زرد نپیچید. سـپس آن پارچه زرد را بدور انداخت و پارچه سـفید گرفت و حسن علیه السـلام را در آن پیچیـده و خطـاب به علی علیه السـلام فرمود: آیـا او را نـام نهاده ایـد؟ گفت: ما در اینکار بر شـما سـبقت نمی گیریم. حضـرت رسول صـلی الله علیه و آله فرمود: من هم در نامگذاري او به خداوند عزوجل پیشـی نمیگیرم. حضـرت حق به جبرئیل وحی کرد براي محمد صـلی الله علیه و آله پسـري متولد شده پایین برو و سلام مرا برسان و تبریک بگو و بگو که علی براي تو به منزله هـارون براي موسـی است پس فرزنـدت را بنـام پسـر هارون نامگـذاري کن. جبرئیل پایین آمـد و به رسول خـدا از سوي خداونـد عزوجل تبریک گفت آنگاه گفت: خداونـد تبارك و تعالی تو را امر کرده است که فرزندت را بنام پسـر هارون نامگذاري کن. پیامبر فرمود: اسم فرزند هارون چه بود؟ جبرئیل به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: شبر. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: زبان من عربی است. عرض کرد: او را حسن نام بگـذار. پیامبر نام او را حسن گـذاشت، تا هنگامی که حسـین متولد شـد خداوند عزوجل به جبرئیل امر کرد پائین برو و بخاطر بدنیا آمدن فرزند محمد صلی الله علیه و آله به او تبریک بگو و به او بگو علی علیه السـلام براي تو به منزله هـارون براي موسـی است او را به اسم پسـر هـارون نامگـذاري کن. جبرئیـل پایین آمـد و سـلام خـداي تبـارك و تعـالی را ابلاـغ نمود و گفت: بـدرستیکه علی علیه السـلام براي تو به منزله هارون براي موسـی است او را بنام پسـر هارون نامگـذاري کن حضـرت فرمود: اسم او چه بود؟ گفت شبیر. حضـرت فرمود زبان من عربی است. گفت: او را حسـین نامگذاري کن پس او را حسـین نامگـذاري نمود.

القاب امام حسین علیه السلام

در کشف الغمه از کمال الدین نقل است که: کنیه حضـرت حسـین علیه السلام فقط ابوعبدالله بود. اما القاب او بسیار بود. رشـید، طیب، وفی، سـید، زکی، مبارك، تابع لمرضاة الله تعالی و سبط که همه این القاب به آنحضرت گفته میشود بر ایشان اطلاق میشود. که مشـهورترین القاب آنحضـرت زکی بود. البته بالاترین القاب از حیث رتبه آنچیزي است که پیامبر او و برادرش را به آن ملقب نمود بدرستیکه حسـنین دو سـید جوانان اهل بهشت هسـتند. پس لقب سید اشرف همه القاب است و همچنین است لقب سبط بدرستیکه به خبر صـحیح از پیامبر نقل است که فرمود: حسین سبطی از اسباط است.

روایت دیگری در این دسته وجود ندارد