حضرت محمد

معرفی امیرالمومنین جانشینانش را به اصبغ بن نباته

 در اکمال الـدین از اصـبغ بن نبـاته منقول است که: روزي بـا امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام  خارج شـدیم در حالیکه دست پسـرش حسن علیه السلام  در دست او بود و فرمود: روزي با رسول خدا صلی الله علیه و آله خارج شدیم که مثل اکنون دست من در دست ایشان بود، آنگاه حضـرت فرمود: بهترین خلایق بعـد از من و سـرور ایشان برادرم است (منظورش امام علی بن ابیطالب علیه السلام  بـود) امـام همـه مسـلمانان و مولاي همه مؤمنـان بعـد از وفـات من علی علیه السلام  است.حـال بدانیـد که من میگـویم بدرستیکه بهترین خلایق بعد از من و سـرور ایشان این پسرم حسن علیه السلام  است و او امام همه مسلمانان و مولاي همه مؤمنان بعد از وفات من است. بـدرستیکه بعـد از من به او ظلم میشود همانگونه که بعـد از رسول الله ص در حق من ظلم شـد و بهترین خلایق و سـرور ایشان بعـد از پسـرم حسن علیه السلام  برادرش حسـین علیه السلام  است که مظلوم است. بعد از حسن علیه السلام  در کربلا او را میکشـند اما او و یارانش از سـروران شـهدا در روز قیامت خواهند بود و بعد از حسـین علیه السلام  از صـلب او نه نفر از خلفـاء و حجـج خداونـد در زمین و آیـات الهی بر بنـدگانش و حافظـان و امنـاء خـدا بر کتـابش و ائمه مسـلمین و پیشواي مؤمنین و سروران متقین خواهند بود، که نهمین نفر از ایشان قائم آل محمد صلوات الله علیه است.

فضل و منزلت ائمه علیهم السلام نزد خداوند

 در اکمال الدین به اسنادش از ابیحمزه ثمـالی از ابی جعفر محمـد بن علی الباقر علیه السلام  از پـدرش علی بن الحسـین علیه السلام  از پـدرش حسـین بن علی علیه السلام  نقـل کرده اسـت که من و برادرم حسن علیه السلام  بر جـدم رسـول الله صـلی الله علیه و آله وارد شـدیم و هر دو بر روي زانوان آنحضـرت نشستیم آنحضرت ما را بوسید و فرمود: پدرم فداي شما امامان و پسرانم. خداوند شما را برگزید از من و پدرتان و مادرتان و از صـلب تو یا حسـین علیه السلام  برگزیده است نه نفر از ائمه علیهم السلام را و نهمین ایشان قائم آل محمد (عج) است و همگی آن ائمه در فضائل و منزلت نزد خداي متعال برابر و یکسان هستند.

لوح اسامی ائمه در نزد حضرت فاطمه (س)

در اکمال الدین از جابر بن عبداالله انصاري (ره) نقل است که گفت: نزد حضـرت فاطمه علیهاالسلام لوحی است که در آن اسامی ائمه و اوصیا از اولادش نوشته شده که تعداد ایشان 12 نفر بود و آخرین ایشان قائم آل محمـد (عـج) بود سه نفر از ایشان نامشان محمـد و چهار نفر از ایشان نامشان علی بود. در روایت دیگر از جابر نقل است که گفت: در لوحی که در دسـتان حضرت بود دیدم نام محمد را در سه جاي از آن لوح و علی را در چهار جـاي آن لوح.

معرفی حضرت فاطمه (س) ائمه (ع) را به اسامیشان

در عوالم به اسـنادش از سـهل بن سـعد انصاري نقل است که گفت: از حضـرت فاطمه علیهاالسـلام بنت رسول الله صلی الله علیه و آله سؤال کردم درباره ائمه بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: روزي رسول الله صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام  فرمـود: یـا علی تـو امـام و خلیفه بعـد از من هسـتی و تـو از مومنین به خودشـان اولی تر هسـتی پس هنگـامی کـه از دنیـا رفـتی پسـرت حسـن اولی تر اسـت بـه مـؤمنین از خودشـان چـون حسـن علیه السلام  درگـذشت، آنگـاه حسـین علیه السلام ، از مؤمنین به خودشان اولی تر است و پس از آنکه حسـین علیه السلام  درگذشت، پسرش علی بن الحسین علیه السلام  بر مـومنین از خودشـان اولی تر و چـون علی علیه السلام  از دنیـا رفت، پسـرش محمـد علیه السلام و چون او از دنیـا رفت، پسـرش جعفر علیه السلام و چون او نیز از دنیا رفت، پسـرش موسـی و چون او از دنیا رفت، پسـرش علی علیه السلام و چـون او از دنیا رفت پسـرش محمد علیه السلام و چون او از دنیا رفت، پسـرش علی علیه السلام و چون او نیز از دنیا رفت پسرش حسن علیه السلام و چون او از دنیا رفت، پس قائم آل محمـد – مهـدي (عـج) – بر مؤمنین از خودشان اولی تر است. خداونـد متعال به وسـیله او شـرق و غرب عـالم را فتـح مینمایـد. پس ایشان امامان حق و زبان راستین اسـلام هسـتند. هر کس ایشان را یاري نمایـد ظفرمنـد است و هر کس ایشان را ترك نمایـد واگـذارده خواهد شد.

سپردن حضرت باقر (ع) ودایع امامت را به فرزندشان و تذکر ایشان به زید

در کمال الدین شـیخ صدوق (ره) به اسـنادش از عیاش بن ابی عمید و صدقۀ بن ابی موسـی از ابی نصر نقل کرده که گفت: هنگامی که زمان وفات حضرت ابوجعفر محمد بن علی الباقر فرا رسید پسرش امام صادق علیه السلام  را خواست تـا به او پیمانهـا و وصایاي خود را بسـپارد. پس برادرش زیـد بن علی بن الحسـین به او گفت: اگر تسـلیم من میکردي مانند آنچه که حسن علیه السلام  به حسین علیه السلام  داد امید داشتم که به خطا نرفته باشی. امام باقر علیه السلام  فرمود: اي اباالحسن امانتهاي الهی به ظاهر نیست. عهـدهاي امامت به رسم پیشـینیان نیست. بـدرستیکه این امور از پیش درباره حجج الهی از طرف خداونـد تبارك و تعالی رقم زده شده است. سـپس جابر بن عبدالله را خواست و به او گفت: اي جابر براي ما بگو آنچه را که در صـحیفه مادر ما حضـرت زهرا علیهاالسـلام دیدي. جابر گفت: بله یا ابا جعفر، روزي نزد سـرورم حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام رسیدم تا بخاطر ولادت امام حسین علیه السلام  به ایشان تبریک و تهنیت بگویم. در این هنگام دیدم که در دست ایشان صحیفه اي از در سـفید است. عرض کردم: اي سـرور زنان این صـحیفه چیست که در دست شـما مشاهده میکنم؟ حضرت فرمود: این صحیفه اي است که اسامی امامان از نسل من در آن نوشـته شده است. عرض کردم آیا این لوح را میدهید من نیز آنرا ببینم؟ فرمودند: اي جابر اگر از این کار نهی نشـده بودم این صـحیفه را به تو میدادم، ولی نهی شـده از اینکه دست کسـی جز پیـامبر و وصـی پیـامبر یا اهل بیت پیامبر صـلی الله علیه و آله به لوح بخورد ولی تو اجازه داري که به آن بنگري. جابر گفت: پس لوح را دیـدم، در آن نوشـته شـده بود: ابوالقاسم محمد بن عبدالله مصـطفی مادرش آمنه بنت وهب، ابوالحسن علی بن ابیطالب مرتضـی مادرش فاطمه بنت اسـد بن هاشم بن عبـد مناف، ابومحمد حسن بن علی مجتبی، ابوعبدالله الحسـین بن علی التقی مادر ایشان فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه و آله، ابومحمـد علی بن حسـین العـدل مـادرش شـهربانو دخـتر یزدگرد پسـر شاهنشـاه، ابوجعفر محمـد بن علی البـاقر مادرش ام عبـدالله دختر حسن بن علی بن ابیطالب، ابوعبـدالله جعفر بن محمد صادق مادرش ام فروة بنت القاسم بن محمد بن ابی بکر، ابوابراهیم موسی بن جعفر الثقه مادرش حمیده، ابوالحسن علی بن موسی الرضا مادرش نجمه، ابوجعفر محمد بن علی الزکی مادرش خیزران، ابوالحسن علی بن محمـد امین مـادرش سوسن، ابومحمـد الحسن بن علی الرقیق مادرش یمامه ملقب به ام الحسن، ابوالقاسـم محمـد بن حسن حجـة الله عزوجـل بر خلایق ملقب به قـائم، مـادرش نرجس (صـلوات الله علیهم اجمعین).

صحیفه ها و انگشتری های ائمه (ع)

در اکمال الـدین از ابی جعفر ثـانی در ذیل خبري طولانی از پیامبر صـلی الله علیه و آله که در آن اسامی بلنـد مرتبه و کریمه ائمه اثنی عشـر و اوصاف و میراث ایشـان نقل است و در آخر حـدیث رسول الله صـلی الله علیه و آله میفرماینـد: بـدرستیکه خداونـد دوازده انگشتري و دوازده صحیفه براي من فرسـتاده است که اسم هر امام بر انگشتري و صـفات او در صحیفه مخصوص خودش میباشد.

وصیت حضرت علی (ع) به حضرت سجاد (ع)

در کشف الغمه از محمـد بن یعقوب کلینی (ره) که از راویان بزرگ و معتبر شـیعی است از علی بن ابراهیم از پـدرش از حماد بن عیسـی از ابراهیم بن یمانی از سـلیم بن قیس هلالی نقل است که گفت: هنگامی که حضـرت امیرالمؤمنین به پسـرش حسن وصـیت میکرد من شاهد بودم و محمد بن حنیفه و همه اولاد آنحضـرت و سـران شیعه و اهل بیتش بودند. سپس امام علی علیه السلام  قرآن و سلاح خود را به امام حسن علیه السلام  داد و فرمود: اي پسـرم، رسول خدا صـلی الله علیه و آله مرا امر کرد که به تو وصیت کنم و کتاب و سلاح خود را به تو بدهم همانگونه که آنحضـرت به من وصـیت نمود و کتاب و سـلاحش را به من داد. رسول خدا صلی الله علیه و آلـه مرا امر کرده اسـت کـه بـه تـو امر نمـایم وقـتی که هنگـام رفتن تـو رسـید کتـاب و سـلاحت و صـحیفه ات را به برادرت حسـین علیه السلام  دهی، سـپس به حسـین علیه السلام  رو کرد و گفت: رسول خدا به تو امر کرده که آنها را به پسرت بدهی سپس حضرت دست علی بن الحسـین را گرفت در حالیکه او دو سال بیشتر نـداشت و فرمود: رسول الله تو را امر کرد که کتاب و سـلاح و صـحیفه خود را به پسـرت محمد بده پس چون او را دیدي از طرف رسول الله صلی الله علیه و آله و از من به او سلام برسان.

دلیل و علامت امامت ائمه (ع)

در کشف الغمه آمده که حباب والبیه نزد حضـرت علی علیه السلام  در حیاط مسـجد آمد و به حضـرت گفت: یا امیرالمومنین دلیل امامت شما چیست؟ حضـرت فرمود: آن سنگ را به من بده سپس اشاره کرد به سنگی که روي زمین بود، پس آن سنگ را براي حضـرت بردم و ایشـان بـا انگشتري خود بر آن مهر نمود، آنگـاه فرمودنـد: حبـابه اگر کسـی ادعـاي امـامت نمود و کاري را که من کردم، انجام داد بدان که او واجب الاطاعه میباشد، امام کسـی است که بر هر کاري که اراده کند قادر باشد. حبابه گفت: سپس از نزد حضـرت علی علیه السلام  بازگشـتم. هنگامیکه امیرالمومنین علیه السلام  از دنیا رفت به نزد امام حسن علیه السلام  رفتم، در حالیکه او در محل جلوس حضـرت علی علیه السلام  نشسـته بود و مردم از آن حضـرت سؤال میکردنـد و جواب میگرفتند. آنگاه امام حسن علیه السلام  به من رو کرد و فرمود یا حبابۀ الوالبیه. گفتم: بله اي مولاي من فرمود: آنچه با خود همراه داري به من ده، پس آن سـنگی که پـدرش به من داده بود به او دادم. امـام حسن علیه السلام  نیز بـا انگشـتر خود بر آن سـنگ مهر زد همـانگونه که پدرش چنین کرد. حبابۀ میگوید: پس از شـهادت امام حسن علیه السلام  به نزد امام حسین علیه السلام  رفتم و او در مسجد النبی بود به پیش من آمد و خوش آمد گفت سپس فرمود: آیا دلائل امامت را میخواهی بدانی؟ گفتم: بله اي مولاي من. آنگاه فرمود: آنچه با توست به من ده، سـنگ را به حضـرت دادم. حضـرت نیز بر آن با انگشتري خود مهر نمود. حبابه میگویـد: سـپس دیـدم علی بن الحسـین علیه السلام  را بعد از شـهادت پدرش و در آن هنگام من پیر شده بودم و سن و سالم از صد و سـیزده گذشته بود، دیدم که حضـرت در رکوع و سـجود و مشـغول به عبادت است ناامیـد شـدم از اینکه دلائل امامت را از او بپرسم. که آن حضـرت با انگشـت سبابه اشاره اي به من نمود، در این هنگام به یکباره جوانیام به من بازگشت. به محضرش عرض کردم: اي سید و سرور من چقدر از عمر دنیا گذشـته و چقـدر از آن باقی مانـده است؟ حضـرت فرمود: اما آنچه گذشـته میدانیم ولی آنچه باقیست، خیر. سـپس فرمود آنچه را که همراه داري بـده. آن سـنگ را به او دادم، ایشان نیز با انگشتري خود بر آن مهر نمود. مدتها بعد نزد اباجعفر علیه السلام  رفتم، او نیز بر سـنگ مهر نمود. بعـد از آن نزد حضـرت اباعبـداالله، امـام جعفر صادق علیه السلام  رفتم، او نیز سـنگ را براي من مهر نمود، سپس نزد اباالحسن موسی ابن جعفر علیه السلام  رفتم، او نیز سنگ را با انگشتري خود مهر نمود. سپس به نزد امام رضا علیه السلام  رفتم، او نیز سنگ را با انگشتر خود براي من مهر کرد و حبابه بعد از آن طبق گفته عبداالله ابن هشام نه ماه زندگی کرد.

پرسش شخصی من باب اسرار الهی از امام (ع)

 در بحـار از مناقب باسـناد خود از اصـبغ بن نباته گفت: به حسـین بن علی علیه السلام  عرض کردم: مولاي من میخواهم از شما چیزي بپرسم که به آن یقین دارم و از اسـرار الهی است و شـما به آن اسـرار مسرور هستید، فرمود اي اصبغ آیا میخواهی سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله را با پدرم در مسـجد قبـا به بینی؟، گفتم: بلی همـان چیزي است که میخـواهم. حضـرت فرمـود: برخیز، دیـد در کوفه در مسـجد قبـا است در حالیکه به اندازه یک چشم بهم زدن طول نکشـید حضـرت تبسـمی نمود و فرمود: اي اصبغ خداوند باد را در اختیار حضرت سلیمان بن داود علیه السلام  گذاشته بود که صبح به مقدار یک ماه و شب باندازه یک ماه راه میرفت ولی خدایتعالی به من بیش از آنچه به حضـرت سـلیمان علیه السلام  داده است عطا فرموده، گفتم اي پسـر رسول خدا قسم راست گفتی. آنگاه فرمود: ما کسانی هستیم که نزدشـان علم الکتاب هست و بیان آن نزد مـاست و آنچه نزد ماست پیش احـدي نیست اسـرار الهی، پیش ما به ودیعت است زیرا ما اهل اسرار خدا هستیم آنگاه به من تبسم کرد و فرمود: ما آل الله و ورثه رسول الله صلی الله علیه و آله هستیم گفتم: خدا را براي این موضوع شـکر مینمایم، سـپس به من فرمود: به مسجد داخل شو داخل شدم خود را در محراب کنار پیامبر صلی الله علیه و آله یافتم پس نگاه کردم دیـدم علی علیه السلام  محکم گریبان مرا گرفت. آنگاه رسول خـدا صـلی الله علیه و آله آمـد در حالیکه انگشـتان خود را با دندان گاز میگرفت با عصبانیت به من میگفت: چه بد بازماندگانی بودید لعنت خدا و لعنت من بر شما باد.

روایت 78

در بحار از حذیفه نقل است که گفت: از امام حسـین علیه السلام  شنیدم میفرمود: بخدا قسم طاغیان و اوباش بنی امیه براي کشـتن من گرد میآیند و عمر بن سعد پیشاپیش آنها خواهد بود (این سخن را در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود) به آنحضـرت گفتم: آیا رسول الله صـلی الله علیه و آله این را به تو خبر داده است؟ فرمود: نه، خدمت رسول الله صـلی الله علیه و آله رسـیدم و قضـیه را به حضـرت عرض کردم حضـرت فرمود: علم او علم من است، علم من علم اوست، زیرا که مـا به امور عـالم پیش از وقـوع بـاخبر میشـویم.

روایت دیگری در این دسته وجود ندارد