بحار، مناقب و ابن اثیر در کامل همگی با روایات نزدیک بهم از محمـد بن ابیطالب نقل میکنند گفت: حر نزد امام حسـین علیه السلام آمد و گفت: اي پسـر پیامبر، من اول کسـی بودم که رو در روي شـما ایستادم پس اجازه بده اول کسی باشم که پیش روي شـما کشـته شوم و اول کسـی باشم که فردا با جـدت مصافحه میکند (منظور حر این بوده که اول کسـی باشم که در راه شما میجنگم چون عده ای پیش از حر در حمله اول کشـته شـده بودنـد) لذا اول کسـی شد که از لشـگر امام حسـین علیه السلام به جنگ دشـمن رفت و این رجز را میخواند: انی أنا الحر و مأوي الضـیف أضرب فی اعناقکم بالسیف عن خیر من حل بأرض الخیف أضـربکم و لا أري من حیف میگوینـد: وقتی حر به امام حسـین علیه السلام ملحق شـد مردي از تمیم که نامش یزید بن سـفیان بود گفت: بخدا قسم اگر به او برسم نیزه ام را به او میکوبم. وقتی حر مشـغول مبارزه بود، اسـبش از ناحیه صورت و گوش زخمی شده و خونش جاري بود. حصـین گفت: اي یزید این حر است که آرزویش را داشتی، گفت: آري و از جاي خود حرکت کرد وقتی با حر روبرو شـد، حر او را و چهل سواره و پیاده غیر از او را نیز به قتل رساند تا اینکه اسـبش از رمق افتاد و حر پیاده ماند و میگفت: انی أنا الحر و نجل الحر أشـجع من ذي لبـد هزبر و لست بالجبان عنـد الکر لکننی الرفاق عنـد الفر سـپس آنقـدر به جنگ ادامه داد تا به شـهادت رسـید. یاران حضرت او را آوردند و در محضر امام حسین علیه السلام گذاشتند. هنوز رمقی در او مانده بود، حضـرت صورت او را مسـح میکرد و میفرمود: تو حري (آزاد مردي) همـانطور که مـادرت تو را اینگونه نامیـد، تو هم در دنیا حر هستی و هم در آخرت. مرحوم صدوق (ره) میگوید: امام حسـین علیه السلام بالاي سر او آمد. خون از بدن حر جاري بود. حضرت فرمود: مبارك باد بر تو اي حر، تو آزاد مرد هستی در دنیا و آخرت همانطور که نامگذاري شدي سـپس حضـرت اینچنین سـرودند: لنعم الحر حر بنی ریاح صـبور عند مختلف الرماح و نعم الحر اذ نادي حسـینا فجاد بنفسه عند الصـباح مرحوم مفید (ره) میگوید: در قتـل حر، ایوب بن مسـرح و مردي از سواران اهل کوفه شـراکت داشـتند.